همه مخلوقات خدا .....
دفاع از حقوق حیوانات
همه مخلوقات خدا .....
خانه | آرشيو | ايميل

ژاله ف

درباره : یک زن متفاوت با همجنسان خود !!!!!
پروفایل مدیر :ژاله ف

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
امرداد ٩٥
آذر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
لينکدوني
GREEN BLOG
تالار گفتگوی ایرانیان گیاهخوار
دیده بان حقوق حیوانات
ديده بان محيط زيست
سایت محمد درویش
دلتنگی های مادر زمین
کـانـون وفــا (اولین پناهگاه حیوانات در ایران)
سعید ساربـــان
سپهر سلیمی
سلـــول
دکتر هومن
گرگ تنها
دادخواهی حیوانات از انسانها
پایگاه خبری دامپزشکان ایران
مجله حمایت از گربه های بی سرپرست
وکیل حیوانات
حباب
آوای محیط زیست - محسن تیزهوش
مدارا
گواه
نوشته های سبز
ايران نامه - دكتر سپنتا
آرش - طبيعت و حيات وحش
صدرا
سهیل (دلقک سابق)
زندگی حیوانات
کفتر چاهی
کهن بانو
دکتر لطفی زاده
يوز ايرانی
دانشجوی دامپزشکی
دانشجويان دامپزشکی ... چرا؟
ياد داشت های سعيد
صدائی برای بی صدایان
صدای دامپزشکی - کورش
دنکیشوت معمـار
حمایت از حیوانات - کامران
کاهگل
آوا
آهنگ باران
چشمهای همیشه بیدار زمین
کلینیک دام کوچک
اتوبوس شب
پرنده نگر
روز مرگی
گیاهخواری - زمین - انسان - حیوان
ِDr. Vet
گیاهخوار شو
رضا ترابی - دامپزشکی
سبــز انــدیــش
باگیاهخواری جان میلیونها حیوان را نجات دهید
یخـــاب
یاد داشتهای یک پزشک
پگــاه
میــراث
شیلان
انجمن شوکای کرمانشاه
امیـــریـــه
گـــوش قـــرمــز
سارا صولتی
بــاد ســوار
حیوانات آزمایشگاهی
امیر حسین
یـاد شـادی
سارا صولتی
آرتــا
آیلار
بنجامیــن
وب لاگ مهتاب (موشمول)
مادرم زمیــن
همه گربه های شاعر
یوز پلنگ ایران - پیام احتسابیان
انجمن جبهه طبیعت
دوستدار محیط زیست
حیوانات خانگی
پیشــی نیــوز
کلبــه حیــوانـات
خواب کوتاه (مهندس)
همه چیز درباره ما و گربه هایمان
حیوانات مظلومان بی پناه
شکلات
مسلمان گیاه خوار
دکتر سمپاتیک
دامپزشکی و تازه های داروئی
دانش محیط زیست
مهندس گربه باز
حقــوق حیــوانــات
انجمن حمایت از حیوانات
واگذاری حیونات بی سرپرست
مزرعه حیوانات
http://www.irspca.com/forum/
امید شایگان
آزمايش روي حيوانات
http://animals1995.persianblog.ir/
موضوعات وبلاگ
 
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
خانم سفیده

 

خانم سفیده

6 سال پیش برای اولین بار توی کوچه دیدمش، همون موقع با خودم فکر کردم گربه به این قشنگی تو کوچه چکار میکنه ؟  معلوم بود که از اون گربه های نژاد اصیله، یک چشم آبی خوشرنگ مثل دریای لاجوردی و یه چشم سبز که آدم رو یاد جنگل می انداخت خودش هم سفید یکدست و پشمالو ، ولی دمش نصفه بود شاید رفته بود زیر ماشین یا ... خدا میدونه... اسمش رو همون اول گذاشتم "خانم سفیده"  خیلی دلم میخواست ببرم تو خونه نگهش دارم ولی میدونستم که گربه خودم "آسکندر" خیلی مغرور  و خودخواهه و عصبانی میشه برای همین گفتم بزار زندگی طبیعی خودش رو داشته باشه منم غذاشو میدم.   روزی دو بار صبح و عصر میامد در خانه و غذاش رو می خورد و میرفت.  خانم سفیده ماده بود و سالی دو بار هم میزائید بچه هاش هم همه سفید یکدست در میامدن. الان هم چند تا شون که بزرگتر شدن تو محل هستن.    من هر روز به تعداد زیادی گربه غذا میدم ولی نمیدونم چرا خانم سفیده برام یه چیز دیگه بود.     این اواخر باز حامله بود و دو هفته قبل زائید.... یه خونه نیمه کاره ( که ساختن و نصفه ولش کردن رفتن ) تو کوچه پائینی هست که مطمئنا بچه های جدید رو اونجا زائیده (البته نمیدونم چند تان هنوز زنده ان یا نه).   پنجشنبه عصری طبق روال گذتشه (اونائی که گربه دوست دارن حتما" میدونن که گربه ها چقدر وقت شناسن و سر وقت میان برای غذا)  ساعت 5 بعد از ظهر رفتم بیرون که به چند تا گربه ای که منتظرم بودن غذابدم.  خانم سفیده رو جای همیشگی ندیدم.  رفتم یه کم جلوتر دیدم جسد خون آلودش افتاده گوشه خیابان ... گربه بدبخت سرش له شده بود  .....  خیلی اشک ریختم تا دوسه ساعت گریه می کردم بعضی از همسایه ها که منو تو حیاط مجتمع دیدن پرسیدن آخه چی شده .. ولی بهشون نگفتم... بگم که چی ؟  توی دلشون بهم بخندن .. بگن زنه دیوونه است برای یه گربه گریه میکنه... اینا نمیفهمن من  عشق و علاقه ای رو که توی چشم خانم سفیده یا هر گربه یا حیوان یا پرنده که میبینم هرگز تو چشم هیچ آدمی ندیدم....

از پنچشنبه تاحالا 10 بار بیشتر رفتم دم این خونه نیمه کاره بلکه کسی بیاد توش و درو باز کنه من این بچه گربه ها رو پیدا کنم.. اونا دو هفته بیشتر نیست به دنیا آمدن و اگر پیدا نشن صددرصد میمیرن.. البته اگر تا حالا نمرده باشن.......... باید امروز هر طور شده پیداشون کنم..

 (٢ تا بچه خانم سفیده یکی زرد و یکی سفید مثل خودش هر دوتا پشمالو و خوشگل بعداز یک هفته زنده پیدا شدند و به خانواده ای سپرده شدند برای نگهداری).

 

 


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!