همه مخلوقات خدا .....
دفاع از حقوق حیوانات
همه مخلوقات خدا .....
خانه | آرشيو | ايميل

ژاله ف

درباره : یک زن متفاوت با همجنسان خود !!!!!
پروفایل مدیر :ژاله ف

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
امرداد ٩٥
آذر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
لينکدوني
GREEN BLOG
تالار گفتگوی ایرانیان گیاهخوار
دیده بان حقوق حیوانات
ديده بان محيط زيست
سایت محمد درویش
دلتنگی های مادر زمین
کـانـون وفــا (اولین پناهگاه حیوانات در ایران)
سعید ساربـــان
سپهر سلیمی
سلـــول
دکتر هومن
گرگ تنها
دادخواهی حیوانات از انسانها
پایگاه خبری دامپزشکان ایران
مجله حمایت از گربه های بی سرپرست
وکیل حیوانات
حباب
آوای محیط زیست - محسن تیزهوش
مدارا
گواه
نوشته های سبز
ايران نامه - دكتر سپنتا
آرش - طبيعت و حيات وحش
صدرا
سهیل (دلقک سابق)
زندگی حیوانات
کفتر چاهی
کهن بانو
دکتر لطفی زاده
يوز ايرانی
دانشجوی دامپزشکی
دانشجويان دامپزشکی ... چرا؟
ياد داشت های سعيد
صدائی برای بی صدایان
صدای دامپزشکی - کورش
دنکیشوت معمـار
حمایت از حیوانات - کامران
کاهگل
آوا
آهنگ باران
چشمهای همیشه بیدار زمین
کلینیک دام کوچک
اتوبوس شب
پرنده نگر
روز مرگی
گیاهخواری - زمین - انسان - حیوان
ِDr. Vet
گیاهخوار شو
رضا ترابی - دامپزشکی
سبــز انــدیــش
باگیاهخواری جان میلیونها حیوان را نجات دهید
یخـــاب
یاد داشتهای یک پزشک
پگــاه
میــراث
شیلان
انجمن شوکای کرمانشاه
امیـــریـــه
گـــوش قـــرمــز
سارا صولتی
بــاد ســوار
حیوانات آزمایشگاهی
امیر حسین
یـاد شـادی
سارا صولتی
آرتــا
آیلار
بنجامیــن
وب لاگ مهتاب (موشمول)
مادرم زمیــن
همه گربه های شاعر
یوز پلنگ ایران - پیام احتسابیان
انجمن جبهه طبیعت
دوستدار محیط زیست
حیوانات خانگی
پیشــی نیــوز
کلبــه حیــوانـات
خواب کوتاه (مهندس)
همه چیز درباره ما و گربه هایمان
حیوانات مظلومان بی پناه
شکلات
مسلمان گیاه خوار
دکتر سمپاتیک
دامپزشکی و تازه های داروئی
دانش محیط زیست
مهندس گربه باز
حقــوق حیــوانــات
انجمن حمایت از حیوانات
واگذاری حیونات بی سرپرست
مزرعه حیوانات
http://www.irspca.com/forum/
امید شایگان
آزمايش روي حيوانات
http://animals1995.persianblog.ir/
موضوعات وبلاگ
 
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
 

 بعد از چاپ مطلب مربوط به توکسوپلاسموز در روزنامه کارگزاران یکی از دامپزشکان محترم و جوان ایران زمین در کامنتی خصوصی برایم نوشت که چون مدرک دامپزشکی خود را نگرفته ام نمیبایست در مورد این بیماری مینوشتم ولی خانم مهشید چایچی چون دارای نظام پزشکی شماره ..... هستند و از آنجائیکه از جمله خانمهای ایرانی هستند که از گربه بدشان میاید و چندششان میشود مجاز به نشر اکاذیب در روزنامه ها میباشند!!!!  بسی جای تعچب است که بیشتر کتابها و مقاله های علمی در زمینه های مختلف مرتب توسط مترجمین بصورت کتاب یا مقاله  ویا مطلب در روزنامه  در جای جای دنیا بچاپ میرسد.. در مملکت گل و بلبل خودمان هم اگر توجه داشته باشید برای مثال صفحه سلامت روزنامه همشهری همیشه مطالب ترجمه شده از محققیق را بچاپ میرساند و در روزنامه سلامت مطالب زیادی را خواهید خواند که فقط ترجمه ای است از تحقیقات و یافته ها در دنیا .. بدون ذکر نام یا داشتن دکترا و غیره.. درهرحال اگر موضوع فقط با داشتن دکترا قابل حل باشد من نیز دارای دکترای زبان انگلیسی از معتبرترین کالج در انگلستان هستم و در صورت تمایل میتوانم برایتان ارسال نمایم لبخندو لذا حق ترجمه مطالب را دارم که قبلا هم در زمینه های دیگر انجام داده ام.  مقاله مندرج در روزنامه کارگرازان را با وجود آگاهی قبلی از موارد ذکر شده بعد از مراجعه به لینک معتبرترین کالج ها و پس از تائید ۲ پزشک برای روزنامه ارسال نمودم.

بگذریم هدف اینجانب از نوشتن در مورد حیوانات فقط  رعایت نسبی حقوق حیوانات است که در این مملکت برای آن هیچ قانونی وجود ندارد و به هیچ وجه توسط شهروندان رعایت نمیشود.

مسئله گربه ها و بیماریهای مختلف !!!‌ آنقدر فکر مردم را مغشوش کرده که انگار در سرزمینی پاک و بری از هر گونه آلودگی زندگی میکنیم و تنها دغدغه ما وجود گربه های گرسنه در سطح شهر است... اگر برخورد اینگونه باید باشد به دامپزشکان توصیه میکنم سم کشنده ای را برای پاک سازی گربه ها از سطح شهر در اختیار شهرداری قرار دهند تا نسل این حیوان بیگناه برانداخته شود و اشخاصی مثل مهشید چایچی در آرامش و رفاه و سلامت کامل به زندگی خود ادامه دهند!!!!!

جای بسی تعجب است که کسی در مورد بیماری زا بودن مصرف گوشت حیوانات مطلبی نمینویسد .... از بیماری زا بودن هوای آلوده و دود آلوده شهر تهران چیزی بیان نمیشود که باعث مبتلا شدن تعداد بسیاری به بیماری آسم گردیده است و تنها گربه های لاجون و گرسنه شهر را متهم به بیماری زا بودن مینمایند.

برایم جالب است وقتی میبینم مردم اینقدر از گرفتن مرض از گربه میترسند و بعضی از پزشکان هم در  این مورد بزرگنمائی میکنند ولی به هیچ وجه از امراض خطرناکتری که از خوردن گوشت - هوای آلوده - روابط جنسی - کشیدن سیگار و ....  روبرو هستند صحبتی نمی شود.. مقاله ای نوشته نمیشود و کسی هم وحشتی ندارد.

 برای مطالعه بیشتر در مورد  بیماری توسکوپلاسموز میتوانید به لینک های معتبر زیر مراجعه کرده و خود مطالعه فرموده و مشاهده کنید که امکان گرفتن این مرض از گوشت خیلی بیشتر است تا از خوردن مدفوع گربه !!!

 

WIKIPEDIA.ORG

http://en.wikipedia.org/wiki/Toxoplasmosis#Transmission

 

 The Human Society of United States

 

http://www.cat-lovers-only.com/cat-toxoplasmosis.html

 

 

 


[ تگ ها : ]
+
یه کم درد دل خودم

تازگیها شک برم داشته  که آیا من بیشتر زجر میکشم یا آن حیوان گرسنه ای که دارم بهش کمک میکنم که زجر نکشه ؟؟!!!   کاش خدا منو اینجوری خلق نمیکرد.. کاش من هم مثل آدمای دیگه این مملکت بی خیال بودم .. کاش بادیدن حیوانهای  گرسنه زجر نمیکشیدم.. اونم تو این مملکت که انگار انسانیت تو قلب خیلی ها اصلا"‌وجود نداره.   رحم و ترحم معنی نداره.. انگار خدا فقط دنیا را خلق کرده برای وجود  و آسایش خودشان... روزهای سختی را میگذرانم .. روزهای یکنواخت .. گاهی صبح ساعت ۶ که از خواب بیدار میشم.. میگم خدا جون میشه امروز یک اتفاق خوب بیافته.. یه کم این دل غمگین من شاد بشه؟؟  ولی نمیدونم چرا صدای من به گوش خدا نمیرسه ... .. با یک آدم زندانی فرقی ندارم که باید هر روز را عین روز قبل تکرار کنم .. الان فصل تابستانه و مرخصی رفتن.. مسافرت رفتن .. دلم پر میزنه برای رفتن تو طبیعت متنفرم از این شهر شهرآشوب ولی چکار کنم مجبورم بمانم و بسوزم و بسازم..

دیروز یک کم با روزهای دیگه فرق داشت .. نه اینکه روز بهتری باشه بلکه حالم یک جورهائی بیشتر گرفته شد.  صبح ساعت ۶ بیدار شدم.. اسکندر و گربه های دیگر را بردم درحیاط گشت بزنند.. یک دیگ کله مرغ پختم بعد غذای گربه هائی که هر روز در فاصله خانه تا شرکت منتظرند گذاشتم تو ماشین و راه افتادم... در یکی از کوچه ها جائی که یک گربه ماده با بچه اش هر روز منتظرم هستند پارک کردم تا سهمشان را بدهم.. چشمتان روز بد نبینه.. مردی (بهتره بگم نامردی) که گویا در مجتمع روبروی آن محل زندگی میکرد منتظر بود تا من برسم و بیاد جلو کلی چرندیات بارم کنه... خانم ما از این کار شما راضی نیستیم.. چرا گربه ها را اینجا جمع کرده ای ... آقا اینجا یک گربه بیشتر نیست چه تجمعی دیدی.. نه خانم شب ها ۵-۶ تا گربه در حیاط ما میایند مزاحمت ایجاد میکنند !!  با هم جفتگیری میکنند هرشب جیغ میزنند ما ١۶ واحد هر روز شما را نفرین میکنیم. و....... اینقدر این آدم بیشعور بود که اجازه حرف زدن بمن را هم نمیداد... آقای محترم گربه ها مثل انسانها نیستند که هر شب جفت گیری کنند و الان فصل جفتگیری نیست درضمن این گربه ها مال همین محل هستند من که از جای  دیگری نیاوردمشان.. این گربه هم از طرف جنوب میاد یک کله مرغ میخوره برمیگرده چه ربطی به حیاط شما داره که فاصله اش هم از اینجا کم نیست... خلاصه او گفت  من هم جواب دادم  ۲ نفر هم که در شرکتی در آن نزدیکی کار میکردند ایستاده بودند و متعجب از حرفهای آن مرد خودخواه سر تکان میدادند....  معمولا اینجور آدمها تعئین تکلیف هم میکنند .. چرا نمیروی به انسانهای فقیر کمک کنی؟  آقا مطمئن باش من به انسان نیازمند هم کمک میکنم (مطمئنم چنین آدمی خودش ۱۰ تومان ناقابل هم حاضر نیست به یک فقیر کمک کنه)..  آخرین حرفش هم این بود که فردا سم خواهد خرید و همه گربه های محل را خواهد کشت.

خوشبختانه زیاد به اینجور آدمها برخورد نمیکنم و بیشتر دعای خیر هم دنبالم میفرستند شاید در سال ۲ بار با همچین موردی  برخورد کنم ولی فکرش را بکن که چقدر درد آوره ببینی ازت ایرادمیگیرند که چرا به یک گربه یا پرنده  گرسنه غذا میدهی..

روزم به سختی گذشت.. ساعت ۳ از شرکت بر میگشتم ..وسط یک کوچه چشمم افتاد به ۲ تا بچه گربه لاغر مردنی.. خوشبختانه هنوز از غذاها چیزی باقی مانده بود.. زدم کنار پیاده شدم برم طرفشون یک اپل کورسا پارک کرد و خانم جوانی از شیشه سرش را بیرون کرد.. ببیخشید خانم...... دلم هری ریخت پائین..گفتم وای یکی دیگه..  الان میخواد بگه چرا نزدیک خانه ما به اینها غذا دادی..... با ترس رفتم جلو .. خانومه گویا منو میشناخت : ‌گفت خانم یه گربه مریض احوال این کوچه روبرو هست میخوام ببرمش دامپزشک میای با هم ببینیم میشه گرفتش یانه... خوشحال شدم. نه این یکی از اون ادم ۲پاهای  دیو صفت نبود... دنبال ماشینش رفتم.. کوجه پشت مسجد میرداماد پارک کرد گربه آنجا بود... من هم زودی ۳ تا کله مرغ بردم دادم با ولع شروع کرد خوردن.. گفتم خانم این گربه بیمار نیست از گرسنگی باین روز افتاده.. یعنی گربه بیچاره دو طرف شکمش از زور بی غذائی بهم چسبیده بود.. مثل  اینکه کمر بند بسته باشه به کمرش !!!!‌ خلاصه خانم جوان کلی هم با من درد دل کرد که او هم به گربه ها کمک میکنه و وقتی گربه مجروحی میبینه میبره دانشکده دامپزشکی.. ولی شاکی بود از مردمی که گربه میبرند در خانه بعد از چند ماه که دلشون را زد  تحویل میدهند به دانشکده دامپزشکی... میفگت این نامردها فکر نمیکنند دست کم ببرند بیاندازند توی یک پارک شاید امیدی برای زنده بودنش باشه  ولی خود دکترهای اینجا بمن گفتند چه بلاها سر این حیوانات واگذارشده میاورند . تکه پارشون میکنن. معدشونو عوض میکنند .. قلبشون را عمل میکنند.. آخر سر هم حیوان با زجر کشته میشه...  خلاصه بعد خداحاقظی کردیم و رفتم خانه تا بقیه روز را مثل روزهای قبل با پختن مجدد کله مرغ و بردن و پخش کردن در ۳-۴ کوچه و آخر سر هم خوابیدن خودم با شکم گرسنه سپری کنم....ولی تصمیم گرفتم دیگه به اون گربه ماده و بچه اش غذا ندم... این نامرده  بد جوری حالم را گرفت.... رفتار اینگونه نامردها برام قابل درک نیست... ببینم دلم میاد اینکار را بکنم یا نه ؟؟!!

یکی از دوستان  برام تعریف میکرد پیرمرد بازنشسته فقیری را میشناسه که خانه اش جنوب شهر تهرانه و این مرد هرشب با موتور گازی خودش میره رستورانها باقیمانده غذاها را میگیره و میاد پخش میکنه بین گربه های محله های مختلف.. خود من عکاس فقیری را میشناسم که درپارک شهر هر روز به تعداد زیادی گربه غذا میده... انگار فقرا بیشتر گرسنگی حیوانات را درک میکنند تا مردم تحصیل کرده و بالاشهر نیشین این مملکت درب و داغون...


[ تگ ها : ]
+
انقراض دردناک نسل گربه های ایرانی

 

روزگاری با غرور راه میرفتند.  حالا سرشکسته، دست شکسته، پاشکسته  راه میروند.

روزگاری عزیز بودند.  مادربزرگ هایمان همیشه برای آنها ته مانده ی سفره را گوشه ی حیاط یا دم در خانه میریختند و گربه های کوچه و خیابان با دیدن رنگ مهربان چادر نماز آنها کرنش کنان نزدیک می شدند. مادر بزرگ میگفت استخوانهای مرغ را با دندان به نیش نکشید تا چیزی هم برای گربه ها باقی بماند.

حالا از همه می ترسند، هر گامی که به آنها نزدیک میشود تهدیدی است برای لگد زدن و راندن آنها.  حالا به توصیه آگهی های تلویزیونی حتی لایق زباله ها هم نیستند.  بداقبال ترین گربه های تاریخ اند زیرا در زمانه ی آنها موش های پایتخت نشین چنان فربه و بزرگ شده اند که امکان شکارشان حتی برای سگ های نیرومند هم ممکن نیست.

گربه ها روزگاری حامیان مقدس و سرشناسی داشتند :‌از میان پیامبران حضرت محمد (ص) و از میان شاعران پروین اعتصامی را میتوان نام برد.  در احادیث آمده است پیامبر اکرم پیاله ای را که گربه از آن آب نوشیده بود خالی نمی کرد.  ایشان همنشینی کودکان را با این حیوان خانگی موجب تقویت روحیه میدانست که عقیده ایشان کشف تازه ی متخصصین روانشناسی در دنیاست.   پزشکان علاوه بر خاصیت های روان درمانی گربه متوجه شده اند نوازش این حیوان خانگی موجب کاهش استرس و حتی فشار خون میشود.

بی توجهی شدید به گربه های زیبا و معصوم ایرانی نسل آنها را در آستانه ی انقراض قرار داده است.  درمیان گربه های خیابانی پدیده کوری و لوچی چشم و معلولیت بدنی ناشی از گرسنگی های مزمن و طاقت فرسا به وفور دیدن میشود.  آنها نمیتوانند زنگ در خانه ی شما را بفشارند و بگویند :‌من گرسنه ام.

گربه ها به دستان نوازشگر شما محتاج اند.  آنها را از وجدان خود نرانید.

 ساعت ٩ دیشب وقتی با تنی خسته  بعد از غذا دادن به  گربه های محل به خانه بر میگشتم.. چند کارگر ساختمانی که سرکوچه نشسته بودند کمی در مورد گربه ها با من صحبت کردند.  خانم شما خسته نمی شوید هرشب دارید به این همه گربه غذا میدهید.. پس چرا دیگران اینکار را نمیکنند.    به آنها گفتم‌: درست میگوئید این همه مجتمع این همه انسان که هر روز گوشت و مرغ و ماهی میخورند و بدانید که مقدار زیادی از باقیمانده مواد را هم در کیسه های زباله خالی میکنند  ولی هیچ کدام چشمان ملتمس این حیوانات را نمیبیند... چقدر انسان ها در این مملکت سنگ دل شده اند..... یکی از کارگرها گفت.. ولی خانم خدا شاهده ما اگر چیزی بمانه براشون میگذاریم !!!!!!

راستی چرا مردم این مملکت اینقدر سنگ دل شده اند... فکر میکنند فقط خودشان حق حیات دارند و بس..

چندی قبل با دامپزشک گربه هایم صحبت میکردم.. او هم مثل من معتقد بود برعکس باور بعضی ها تعداد گربه ها به هیچ وجه زیاد نشده و حتی کمتر از قبل هم هست..... بچه های نوزاد گربه های ماده اکثرا" ‌از بین میروند و تعداد زیادی هم بر اثر تصادف عمدی یا غیر عمدی و یا بیماری های حاصل از گرسنگی نابود شده اند... میانگین سن گربه ها ١۵ سال است  .. آیا گربه خیابانی را دیده اید که بیشتر از ۶-٧ سال عمر کرده باشد؟!!   

 


[ تگ ها : ]
+
به بهانه بیماریهای مختلف از حیوانات هیولا نسازیم

ما دوست داران و حامیان حیوانات هرجقدر سعی میکنیم دید مردم این مملکت گل و بلبل را به  روش  مختلف در مورد حیوانات تغییر دهیم باز هر چند یکبار یکی از جراید با چاپ مطلبی  اغراق آمیز  باعث مشوش شدن ذهن  مردم دهن بین و ترس  از جان این مملکت  و افتادن آنها به جان حیوانات میشه.

از سگها نمیتوانم حرفی بزنم که تنها به بهانه نجس بودن (که هیچ کجای قرآن و کتب معروف دینی  اشاره ای به این موضوع نشده و معلوم نیست نجاست از کجا بروز کرده!!!)   هر روز با تیر کشته میشوند ولی گربه ها به علت بعضی اعتقادات مذهبی و همچنین خرافات حکم قتلشان هنوز صادر نشده است و فقط آندسته که دشمنی خاصی با این حیوانات ملوس دارند (متاسفانه یشتر نسوان آلامد و بالاشهری‌!!!!! ) سعی در تخریب چهره این حیوانات دارند.

روز شنبه صفحه سلامت روزنامه همشهری را که باز کردم مخم سوت کشید.... یک نفر به اسم خانم دکتر مهشید چایچی  (بدون ذکر تخصص و رشته طبابت ایشان!)   یک صفحه کامل اراجیف در مورد گربه ها  قلم زده که اغراق آمیز بودن آن از همان ابتدای مطلب مشاهده میشود ....  

مقاله خانم دکتر!!   اینگونه شروع میشود.

شما هم از آندسته افرادی هستید که عاشق گربه هستند و از بیوفائی گربه ها درس نگرفته و باز هم دوست دارید در منزلتان گربه نگهدارید؟  بی وفائی گربه ها به فرار کردن با گربه همسایه قهقهه ختم نمیشود!‌ این موجود حتی به سلامت شما و خانواده تان هم وفا ندارد.  کمترین بلائی که ممکن است سرتان بیاید این است که حساسیت شما تحریک شده و دچار اگزمای پوستی بشوید.  این را مطالعات جدید نشان میدهند.  غیر از اینکه سالهاست گربه ها به عنوان ناقلان یک بیماری عفونی جدی به نام توکسوپلاسموز شناخته شده اند و...........(البته هیچ منبع موثفی برای اراجیف این خانم دکتر محترم ذکر نگردیده است).

بطور یقین ایشان از آندسته خانمهای محترم و متشخص است که دشمنی دیرینه ای  با گربه ها دارد و مطمئنا"‌ در طول عمر خود یکروز هم گربه در خانه نگهداری نکرده که اینگونه با خشم  در مورد جفا و خیانت و خطرناک بودن گربه قلم زده است...  من از بچگی با گربه بزرگ شده ام و هیچ گونه  بی وفائی و جفا و فرار با پسر همسایه در گربه های خود مشاهده نکرده ام... گربه ها در صورت عقیم نشدن ممکن است در فصل جفتگیری چند روزی بیرون از خانه همیشگی خود بسر برند ولی در صورتیکه حادثه ای برایشان پیش نیاید  برگشتشان حتمی است... یقینا"‌وفا و مهربانی گربه قابل مقایسه با سگ نیست  ، گربه ها حیوانات بسیار مغروری هستند ولی وابستگی خاصی به صاحب خود پیدا میکنند و از دور شدن از صاحب اصلی و یا خانه اصلی خود بشدت رنج میبرندُ و درهرحال وفای آنها بسی بیشتر از انسانهاست.

دیروز تلفن زدم به روزنامه همشهری و با خانم مسئول صفحه سلامت چند دقیقه ای  در اینمورد صحبت کردم به ایشان گفتم به چه دلیل هر مطلبی که دریافت میکنید بدون تحقیق کافی و بدون ذکر منبع موثق  در روزنامه درج مینمائید و باعث مشوش شدن ذهن مردم میشودید.  آخر سر ایشان از من خواستند مطلبی در همین رابطه برایشان ارسال کنم تا درصورت تائید !!!! چاپ شود.

یادمه قدیمها کسی اسم توکسو پلاسموز را نمیدانست و دلایل دیگر برای برخورد با گربه میاورد ،‌از قبیل کیست و آسم و سرطان و هاری و...... حال چند سالی است که این اسم به دهن همه افتاده و اینگونه فکر میکنند که حتی با گذشتن از کنار گربه به این بیماری مبتلا خواهند شد....

کمی در مورد توکسوپلاسموز

توکسوپلاسموز بیماری عفونی است که توسط انگل تک سلولی به اسم توکسوپلاسما باعث مبتلا شدن انسانهائی که سیستم دفاعی بدنشان ضعیف است میشود. گربه ها با خوردن گوشت خام و آلوده حیوانات دیگر (مثل موش و پستانداران دیگر) به این انگل مبتلا میشوند.  لذا امکان مبتلا شدن گربه های خانگی که داروی ضد انگل به آنها داده میشود و غذای پخته میخورند تقریبا"‌ صفر است.  لازم به یاد آوریست که انگل توکسوپلاسموز تنها در مدفوع گربه ممکن است وجود داشته باشد که با دست زدن به آن  نشستن دست و خوردن آن ممکن است بعضی ها را مبتلا سازد.   انگل توکسو پلاسموز در گوشت حیواناتی از قبیل گوسفند و گاو و خوک .... نیز میتواند وجود داشته باشد به همین دلیل همواره توصیه میشود بعد از بریدن و تکه کردن گوشت... دست و کارد و تخته و میز که گوشت با آن در تماس بوده به خوبی شسته و تمیز شود و از خوردن گوشت نیم پز خود داری گردد (بخصوص برای خانم های حامله). 

من متن کاملی از آخرین اطلاعات مربوط به این بیماری در دست ترجمه دارم برای ارسال به روزنامه همشهری...

یکی از دوستان وب لاگ نویس (خانم مینو صابری)  گزارش بسیار مفیدی در رابطه با حیوانات تهیه کرده که طی آن با دکتر هومن نیز گفتگو گردیده است.   از دوستان تقاضا دارم به لینک زیر حتما"‌رجوع کرده و کامنت مثبت خود را در حمایت از حیوانات در زیر نوشته وارد کنند. سایت رادیو زمانه  بازدیدکنندگان بسیاری دارد که تعداد کامنت های مثبت شما نمایانگر حمایت از حیوانات در ایران خواهد بود.

  http://radiozamaaneh.com/morenews/2008/07/post_958.html

 


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!