همه مخلوقات خدا .....
دفاع از حقوق حیوانات
همه مخلوقات خدا .....
خانه | آرشيو | ايميل

ژاله ف

درباره : یک زن متفاوت با همجنسان خود !!!!!
پروفایل مدیر :ژاله ف

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
امرداد ٩٥
آذر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
لينکدوني
GREEN BLOG
تالار گفتگوی ایرانیان گیاهخوار
دیده بان حقوق حیوانات
ديده بان محيط زيست
سایت محمد درویش
دلتنگی های مادر زمین
کـانـون وفــا (اولین پناهگاه حیوانات در ایران)
سعید ساربـــان
سپهر سلیمی
سلـــول
دکتر هومن
گرگ تنها
دادخواهی حیوانات از انسانها
پایگاه خبری دامپزشکان ایران
مجله حمایت از گربه های بی سرپرست
وکیل حیوانات
حباب
آوای محیط زیست - محسن تیزهوش
مدارا
گواه
نوشته های سبز
ايران نامه - دكتر سپنتا
آرش - طبيعت و حيات وحش
صدرا
سهیل (دلقک سابق)
زندگی حیوانات
کفتر چاهی
کهن بانو
دکتر لطفی زاده
يوز ايرانی
دانشجوی دامپزشکی
دانشجويان دامپزشکی ... چرا؟
ياد داشت های سعيد
صدائی برای بی صدایان
صدای دامپزشکی - کورش
دنکیشوت معمـار
حمایت از حیوانات - کامران
کاهگل
آوا
آهنگ باران
چشمهای همیشه بیدار زمین
کلینیک دام کوچک
اتوبوس شب
پرنده نگر
روز مرگی
گیاهخواری - زمین - انسان - حیوان
ِDr. Vet
گیاهخوار شو
رضا ترابی - دامپزشکی
سبــز انــدیــش
باگیاهخواری جان میلیونها حیوان را نجات دهید
یخـــاب
یاد داشتهای یک پزشک
پگــاه
میــراث
شیلان
انجمن شوکای کرمانشاه
امیـــریـــه
گـــوش قـــرمــز
سارا صولتی
بــاد ســوار
حیوانات آزمایشگاهی
امیر حسین
یـاد شـادی
سارا صولتی
آرتــا
آیلار
بنجامیــن
وب لاگ مهتاب (موشمول)
مادرم زمیــن
همه گربه های شاعر
یوز پلنگ ایران - پیام احتسابیان
انجمن جبهه طبیعت
دوستدار محیط زیست
حیوانات خانگی
پیشــی نیــوز
کلبــه حیــوانـات
خواب کوتاه (مهندس)
همه چیز درباره ما و گربه هایمان
حیوانات مظلومان بی پناه
شکلات
مسلمان گیاه خوار
دکتر سمپاتیک
دامپزشکی و تازه های داروئی
دانش محیط زیست
مهندس گربه باز
حقــوق حیــوانــات
انجمن حمایت از حیوانات
واگذاری حیونات بی سرپرست
مزرعه حیوانات
http://www.irspca.com/forum/
امید شایگان
آزمايش روي حيوانات
http://animals1995.persianblog.ir/
موضوعات وبلاگ
 
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
عقیم سازی گربه ها!!!! کشتار به بهانه عقیم سازی !!! یا صادرات به چین؟؟!!!!

گویا سالی یکبار باید شاهد خبرهائی در مورد گربه های بدبخت و آواره ایران زمین باشیم.    دلیلش هم پر واضح است ..  تماس های تلفنی و شکایت های بی  اساس  یک مشت آدم خودخواه و ظالم که حق حیات را فقط مختص خود و خانواده شان میدانند .. آدمهائی که با دیدن ۳ گربه گرسنه در کنار سطل های زباله شهرداری بجای کمک به آنها تنها کاری که ازشان سر میزند تلفن زدنهای مکرر به شهرداری منظقه.. پلیس ۱۱۰ و ..... و شکایت از تجمع و مزاحمت گربه ها در منطقه است.  ای انسان خودخواه  چه ایرادی دارد در کوچه ای که ۱۵۰۰ انسان زندگی میکنند  ۵  گربه هم حق زندگی داشته باشند ؟!  چه ایرادی دارد هر مجتمع  نگهداری یکی از این گربه ها را بعهده بگیرد و جا و غذائی برایش تهیه کند.... آیا در دین مبین اسلام مهربانی با حیوانات توصیه نشده است؟   

موضوع ازدیاد جمعیت گربه ها به هیج وجه صحت ندارد.. اینجانب مدت ۲۲ سال است که در منطقه ۳ تهران به گربه های محله غذا میرسانم و اگر بنا بود جمعیت آنها افزایش یابد هم اکنون باید دست کم حدود ۲۰۰۰ گربه تنها در کوچه ای که من زندگی میکنم  مستقر باشند که  به هیچ وجه اینگونه نیست... همان تعداد معدودی که از اول بوده اند هستند ... گاهی چند تائی بدلایلی میمیرند و چند تا بجایشان افزوده میشود.... گربه های ماده خیابانی اگر برفرض ۵ بچه زایمان کنند بدلیل عدم تغذیه صحیح ۳ تای آنها در بدو امر از بین میروند.. ۲ توله باقی میماند که این ۲ نیز بعد از ۳ ماهگی که از شیر مادر گرفته میشوند اکثر به خاطر زندگی در خاک و خل و خوردن غذاهای ناجور  به بیماری روده مبتلا شده و از بین میروند.. برفرض اگر یک گربه هم باقی بماند مطمئنا قبل از ۲ سالگی زیر ماشین رفته و تلف میشود.. تنها تعداد معدودی گربه سن و سال دار هستند که توانسته اند در این شهر هزار چهره با مشکلات و موانع مبارزه کرده و طول عمر خود را به حداکثر ۶ یا ۷ سالگی برسانند (لازم بذکر است که عمر متوسط گربه ۱۵ سال است و گربه ای که در محیط خانه و در شرایط صحیح نگهداری شود ۱۵-۱۶ سال عمر میکند).   البته موارد گفته شده مربوط میشود به مناطقی از شهر که ساکنین بافرهنگ تری درآنجا زندگی میکنند.. بگذریم از مناطقی که در آن گربه ها را گرفته و به بدترین وضع برای تفریح و خنده شکنجه میدهند و زجر کش میکنند.

 درخبرها میخوانیم

مدیر عامل شرکت ساماندهی شهرداری تهران  هفته گذشته در نشستی خبری اعلام کرد با همکاری انجمن حمایت از حیوانات قصد داریم گربه های تهران را عقیم کنیم تا زاد و ولدشان کم شود!!!. ......... (کسی نیست بگوید چرا فکری به حال جمعیت انسانی این شهر نمیکنید که از ۳ میلیون به حدود ۲۰ میلیون افزایش یافته بگونه ای که روال زندگی عادی شهروندان بهم ریخته).

۲ روز بعد میخوانیم ..  رئیس انجمن حمایت از حیوانات  دکتر سید جاوید آل داوود اعلام میکند که ‌شرکت ساماندهی شهرداری تاکنون برای اجرای طرح عقیم سازی گربه ها هیچ گونه تماسی با انجمن حمایت از حیوانات نگرفته است !!! و انجمن حمایت  از حیوانات خودش چندین سال است که در گوشه و کنار گربه ها را گرفته و عقیم میکند !!!

درضمن از گوشه و  کنار خبر صادرات گربه ها به کشور چین به گوش میرسد.. این خبر ۴ روز قبل درسایت وزارت بازرگانی نیز منعکس شده که یک تاجر پولدار درپی کسب جواز صدور گربه از این وزارتخانه میباشد (البته ۲ روز بعد این خبر در سایت فیلتر شد).   اگر این خبر اخیر درست باشد به احتمال زیاد بطور پنهانی و توسط چند تن از مسئولان  برای کسب درآمد انجام میشود ... از آنجائیکه  ظلم و ستم و اینگونه رفتار با حیوانات از نظر شرعی جایز نیست و در دین مبین اسلام مهربانی با حیوانات بسیار تاکید گردیده است.

پس اصل ماجرا چیست... آیا به بهانه عقیم سازی و مغشوش کردن ذهن معدود حامیان حیوانات میخواهند گربه ها را معدوم کنند و عقیم سازی بهانه ای بیش نیست ؟    میخواهند آنها را برای کسب درآمد به چین صادر کنند؟   یا براستی خیال عقیم کردن آنها را دارند؟

شاید بسیاری از هموطنان معنی صدور گربه ها به چین را ندانند و باشنیدن این خبر پیش خود چنین تصور کنند که چینی ها هم مثل ممالک پیشرفته دوستدار این حیوانات هستند و برای نگهداری به آن کشور صادر میشوند.. درصورتیکه در بخشی از این کشور این حیوانات مظلوم به بدترین وجه کشته میشوند .. گوشت تنشان خورده میشود و پوستشان برای تهیه لباس و غیره به کشورهای دیگر صادر میشود..

 

درهمین رابطه خبر زیر را ملاحظه فرمائید :

 روز جمعه 29 آگوست 2008 در یکی از شهرهای حومه شانگهای مردم محلی متوجه  کامیونی شدند که در محدوده ای درحال بارگیری بیش از 70 جعبه چوبی حاوی 1500 گربه بود تا آنها را برای استفاده از گوشت و پوستشان به مقصد گوانگدونگ در جنوب چین حمل کند . ..معلوم نیست  این گربه ها از پارکها و محله های مسکونی جمع آوری شده بودند که بسیاری از آنها گردنبند داشتند که نمایانگر تعلق داشتن به مردم بود که احتمالا در نزدکی منازل صاحبانشان به دام افتاده بودند و یا از کشوری دیگر وارد شده اند.

 

     

کامیون در پارکینگی توقف کرده و مشغول بارگیری جعبه های حامل گربه ها بود که حامیان محلی حیوانات پلیس را درجریان گذاشتند. بعضی از تجمع کنندگان ادعا داشتند که گربه آنها نیز در بین این حیوانات اسیر است ولی رانندگان کامیون با نشان دادن مدرک (احتمالا" جعلی) نشان دادند که مبلغ 8000 دلار برای گربه ها پول پرداخت کرده اند و آنها را ار کشورهای دیگر وارد کرده و دارای اجازه قانونی برای حمل آنها میباشند.

به چشمان معصوم و وحشت زده این حیوانات بیگناه نگاه کنید



 
وضعیت حمل این گربه ها (حدود 20 گربه در هر جعبه) ‌بسیار اسفبار بوده بطوریکه گربه ها هیچ گونه دسترسی به آب و غذا نداشته و تعداد زیادی از آنها تلف شده بودند...
 
              

 

 

بیشتر از 15 ساعت جر و بحث ادامه داشته که حمل کننده ها تقاضای پول زیادی برای آزادی گربه ها داشتند و در نهایت حامیان !!!‌ حاضر به پرداخت نشده و متاسفانه کامیون پس از بار زدن گربه های بدبخت به سوی مقصد خود حرکت کرد در طول توقف کامیون و مذاکرات تلویوزنون محلی هم از صحنه فیلم برداری کرد.. بعضی از حیوان دوستان هم از لابلای چوبها به گربه ها آب و غذائیدادند و درهای بعضی از جعبه ها را شکانده و تعدادی را فراری دادند..                                                                                               
 
              

تا اینکه نهایتا کامیونها بارگیری کرده و به مقصد خود رهسپار شد ند..
عجب آدمهای وحشی و دد منشی.. عجب دنیای غم انگیزی

 

آیا مردم مسلمان ایران زمین راضی به صادرات این حیوانات مظلوم به خاور دور برای کشته شدن به بدترین وجه هستند.. آیا خدا راخوش میاید  (لازم به ذکر است که به نظر ساکنین اینگونه کشورها حیوانات باید با زجر و درد کشته شوند تا گوشتشان لذیز تر شود و پوستشان راحتتر کنده شود.. گربه ها را اکثرا" در کیسه های پارچه ای کرده و محکم بارها به آهن میکوبند تا جان دهند و گاه برای ساختن مواد داروئی آنها را زنده در دیگ های بزرگ آب جوش میاندازند). 

هموطنان عزیز.. مسلمانان با غیرت.. با حیوانات مهربانتر باشید و بجای گله و شکایت بیمورد از ازدیاد آنها و ترس از بیماریهای مختلف .... شکم گرسنه انها را سیر کنید تا خداوند هم با شما مهربانتر گردد.

 

 


[ تگ ها : ]
+
National Primate Liberation Week

در ایالات متحده آمریکا هر سال  یک هفته  درماه اکتبر یا سپتامبر  به عنوان هفته  ملی آزاد سازی میمونها نامگذاری میشود که در طول آن ارگانهای مختلف و حامیان حیوانات طی مراسم گوناگون و همچنین از طریق رسانه ها  اعتراض خود را  به زجر و شکنجه ای که گونه های مختلف میمون در دانشگاههای معتبر آمریکا  تحمل میکنند ابراز میدارند. امسال 11 تا 19 اکتبر  (20 تا 28 مهرماه) به این منظور در نظر گرفته شده است.

بحث و مجادله بسیاری در مورد استفاده (سوء استفاده) از  میمون ها در آزمایشات مختلف بین محققین در ایالات متحده در جریانه.  گروهی از دانشمندان معتقدند که تحقیقات روی میمونها جهت پیشرفت پزشکی و داروئی بسیار لازم میباشد. تعداد دیگری براین عقیده اند که استفاده از میمونها هیچ گونه تاثیری در یافتن درمان امراض کشنده ای مثل امراض قلبی، سرطان و... نداشته است و با اینکه میمونها  در مقایسه با گونه های دیگر حیوانی شباهت بیشتری به انسان دارند، با اینحال  دارای تفاوت های بسیاری با یکدیگر هستند.

تعداد بسیاری از جوامع انسانی از نظر اخلاقی مخالف انجام تحقیقات روی آنها میباشند و معتقدند با توجه به شباهت آنها به انسان از نظر روانشناسی و قابلیت و توانائی رنج بردن و درد کشیدن یکسان، استفاده از میمونها در پروژه های دردناک و استرس زا بسیار ظالمانه میباشد.

 برای مثال بیش از ٢١٠٠  میمون جهت  انجام تحقیقات زیر  در لابراتوارهای دانشگاه علوم پزشکی هاروارد زندانی میباشند :

  ایمپلنت الکترودها در مغز و چشم .

اتصال دائم مهارهای نگهدارنده سر توسط عمل جراحی روی سر میمون ها  و نگهداری دراز مدت آنها در تیوپ های پلاستیکی و وارد کردن مواد مختلف بوسیله اتصال لوله به بدن آنها.

معتاد کردن اجباری میمونها به الکل، کوکائین، هروئین و انواع مختلف مواد مخدر .

تخریب نقاط مختلف مغز میمونهای زنده بوسیله ترکیبات سمی آسیب زننده به اعصاب.

پیوند نا موفق کلیه و قلب خوک ها به میمونها  (baboons).

وارد کردن استرس شدید به میمونها جهت مطالعه علائم و عواقب آن !!

تزریق ترکیبات موجود در هوا (گرد و غبار و گاز) پس از اضافه کردن مخلوطی از ژن های نامناسب در ریه میمونها به مدت 3 ساعت در روز  بمدت  12 هفته و پس از آن  کشتن میمونها برای تشریح و مشاهده نتایج.

افزایش شدید ضربان قلب میمونها  بمدت 4 تا 7 هفته، تا زمان مرگ بر اثر سکته قلبی.

 

 

در تحقیقات دیگر میمون ها  روی صندلی های مخصوص  Restraint Charis  با کمر و گردن بسته  به مدت 104 ساعت نگهداری شده و با فاصله 23 ساعت به آنها آب و غذائی جزئی داده میشود و در طول این مدت بطور مکرر شوک الکتریکی به بدن آنها وارد میشود.

 تست های متعدد دیگری در رابطه با موارد زیر روی این حیوانات زبان بسته در دانشگاههای معروف آمریکا و جهان انجام میشود :‌

 بیماریهای قلبی - سکس - بارداری خانمها - عادت ماهیانه خانم ها - سرطان - استرس - یادگیری - حافظه -  روانشناسی - تولید مثل  و.......

غیر از لابراتوار دانشگاههای معتبر.. تعداد بسیار زیادی از گونه های میمون در مراکز دیگر از قبیل لابراتوراهای داروئی ، دخانیات،  لوازم آرایشی بهداشتی و همچنین ناسا (فضا نوردی)‌ اسیر میباشند.

 اکثر میمون ها که در لابراتوارها نگهداری میشوند در زیست بوم خود اسیر گشته اند، ‌بدین معنی که  مدتی طعم زندگی آزاد و نرمال را چشیده اند و بعد از اسارت در قفس های آهنی لابراتوار با یاد آوری خاطره روزهای آزادی درد و رنج بسیاری را متحمل میشوند تاحدی که اغلب به جنون گرفتار شده موهای بدن خود را میکنند و یا با دندان تکه های بدن خود را گاز گرفته و زخم میکنند.

مجسم کنید محل زندگی و گذران عمر خود را  که محدود میشود به  اطاقی ساخته شده از فلز که بلندی آن اندازه قد خودتان است و فقط قادر به حرکت  2 قدم به عقب و 2 قدم به جلو میباشید.  هرگز امکان استفاده از نور خورشید و هوای آزاد را ندارید و فقط یک صندلی  برای نشستن و  احتمالا"‌یک اسباب بازی پلاستیکی برای گذراندن وقت و مشغول کردن فکرتان در اختیار داشته باشید.  تنهائی کلافه کننده است. هیچ گونه تماسی با دوستان و فامیل خود ندارید حتی شانس سپری کردن مدتی با انسانها را هم ندارید و تنها ساعاتی از روز دستهائی با خشونت  شما را از قفس بیرون کشیده  و برای زجر و شکنجه به اطاق دیگری منتقل میکنند.   این نحوه گذران طول عمر میمونهاست و تنها امکان رهائی زمانی است که در نتیجه تحقیقات و آزمایشات مختلف محکوم به مرگ شوند.

 زندگی شامپانزه های باهوش  اسیر در لابراتوارها  که دارای  DNA  انسانها میباشند بسیار غم انگیز است... شامپانزه ها اکثرا" بطور عمد در لابراتوارهای آمریکا به هپاتیت ، ایدز و بیماریهای مختلف مبتلا میشوند.

 طول عمر شامپانزه در اسارت 60 سال میباشد.   یکی از شامپانزه های اسیر در لابراتوار بنام کارن  از سال 1958 تا کنون (یعنی بیش از ۴۷ سال)  در اسارات لابراتوارها بسر میبرد.  

  


[ تگ ها : ]
+
روز جهانی حیوانات دامداری صنعتی - 2 اکتبر (World Farm Animals Day)

 سالیان سال است  2 اکتبر روز تولد مهاتما گاندی  بعنوان روز ترحم بر حیوانات دامداری صنعتی نامگذاری گردیده.   روزی جهت یاد آوری زجر و شکنجه ای که حیوانات در  کشتارگاهها بخاطر مصرف گوشت،‌شیر و پوستشان توسط انسان تحمل میکنند.    این روز توسط تعداد بیشماری از انسانهای با وجدان در سراسر دنیا حمایت میشود و فعالان حقوق حیوانات صرفنظر از گوشت خوار یا گیاه خوار بودن در این روز  با برپائی مراسمی خاص جهت ترغیب مردم به کاهش میزان مصرف گوشت و یافتن متد و روش انسانی تر برای کشتار و رفتار با آنها در دامداری صنعتی ترحم خود را ابراز میدارند.

 

 

 

 

 

 شرح کوتاهی از وضعیت حیوانات اسیر در دامداری صنعتی برای سیر کردن شکم انسانها...

 

گوساله ها به محض تولد از مادر جدا میشوند زنجیری به گردنشان انداخته شده و بمدت 16 هفته در جعبه های چوبی تنگ که جای تکان خوردن ندارند حبس میشوند.  آنها محروم از خوردن غذای طبیعی خود یعنی آب و علوفه  بوده و همجنین محروم از راه رفتن، تنفس هوای تازه و بهره بردن از نور آفتاب و عشق مادری میباشند.  گاوهای شیرده با پمپا‍ژ ‍ مدام هورمون های رشد به بدنشان  و حاملگی های اجباری جهت تولید شیر در عذاب و شکنجه دائمی بسر میبرند.  پس از افت و کاهش فرآوری شیر و لبنیات انسانی، بسوی کشتارگاه فرستاده میشوند.

 

 

خوک های ماده بمدت 3 سال مدام در جعبه های فلزی اندازه بدن خودشان حامله نگهداری میشوند.  این جعبه ها انقدر کوچک هستند که خوک ها امکان تکان خوردن را هم ندارند. بچه خوک ها بعد از 2 هفته از مادر گرفته میشوند تا خوک ماده مجددا" با روش تلقیح مصنوعی حامله شود.

  

 

 

 

 

 

 

         اینگونه باید از سینه مادر شیر نوشید !!           

 

                                                                              

 

 

 

مرغ های تخم گذار به تعداد 5تا7 عدد روی هم و بطور فشرده در قفس های مفتولی کوچک (باندازه یک روزنامه تا شده)‌ قرارداده میشودند که این ازدحام باعث کنده شدن پاها و ریختن پرهای آنها میشود.    با باز شدن تخم ها.. مرغ های نر روانه کیسه های زباله میشوند،‌ محلی که به کندی و زیر تنه برادران خود خفه و زجر کش میشوند.

 

 

 

حمل ونقل حیوانات به کشتارگاهها بطور وحشیانه و متراکم در کامیونها، ‌بدون دادن غذا و ‌آب  انجام میشود.  بسیاری از آنها در طول مسیر های طولانی تلف میشوند.

 

 

 

 

 

برطیق تحقیقات 10 ساله بازرسان  انجام شده در کشتارگاهها و مصاحبه با کارگران ،  بارها مشاهده گردیده که حیوانات قبل از بیهوشی پوستشان کنده شده و اجزاء بدنشان تکه شده و در خون خود غوطه ور گشته و با شکنجه فراوان کشته شده اند و میشوند.

 

 

روز جهانی حیوانات (۴ اکتبر)

 

درسال ١٩٣١  میلادی مجمع زیست شناسان ایتالیائی در شهر فلورانس روز ۴  اکتبر را که برابر روز جشن و پایکوبی به یاد  سنت فرانچسکو (یاهمان فرانسیسکو) قدیس حامی حیوانات و پرندگان و محیط زیست میباشد..  در اصل برای جلب توجه انسانها به گونه های حیوانی در معرض خطر انقراض بنام روز جهانی حیوانات نامگذاری کردند.  که این روز به تدریج شامل حال کلیه حیوانات و پرندگان گردید.   روز ۴ اکتبر در بیشتر نقاط جهان (کشورهای پیشرفته) مراسم بسیاری در رابطه با حمایت از حیوانات برگزار میشود.

 

 

 

سنت فرانچسکو  در سال ١١٨٢ در شهر Assisi  ایتالیا در خانواده تاجری ثروتمند بدنیا آمد که از آغاز نوجوانی ترک خانواده کرده و زندگی خود را در دفاع از طبیعت .. حیوانات و پرندگان سپری نمود.  او عاشق تمام مخلوقات خدا بود و حیوانات را برادران و خواهران خود خطاب میکرد.  حدیث گفتگوی سنت فرانسیسکو با پرندگان و گرگ شهرت جهانی دارد.   در شهر رم در این روز بخصوص قصابها مقدار زیادی گوشت و استخوان بطور رایگان به پناهگاههای نگهدارنده سگ ها و گربه ها میبخشند.

 

فکر نمیکنم مردم کشور گل و بلبل ما به عمر خود اسم سنت فرانسیسکو را شنیده باشند.. فقط سنت والنتاین را میشناسند آنهم بخاطر ربط داشتن به عشق و عاشقی و کادو ..... که اخیرا" بعضی ها متوجه شده اند ایشان یک قدیس کاتولیک بوده اند!!!!!

 

 

درضمن در یکی از وب لاگها خواندم  رئیس محترم سازمان دامپزشکی کشور گل و بلبل ما در مصاحبه ای روز 2 اکتبر را روز جهانی مبارزه با هاری ذکر کرده !!! و احتمالا"‌ از هیج کوششی در این روز برای مبارزه با این مرض  و کشت و کشتار بیشتر سگها و شاید هم گربه ها خودداری نخواهد کرد.  معلوم نیست ایشان این روز را از کجا کشف کرده اند!! 

 

 

 


[ تگ ها : ]
+
خداحافظی با اسکندر

                                                   اسکندر  ۴ سال قبل

      

امروز صبح قبل از آمدن به شرکت با اسکندر خداحافظی کردم... مطمئن نیستم وقتی برگردم هنوز روحش در دنیای خاکی ما باشه .. روزهای خیلی سختی را گذراندم.. اسکندر درد کشید و من رنج بردم... اشک ریختم... امروز صبح که بغلش کردم تمام بدنش که چیزی جز پوست و استخوان ازش باقی نمانده یخ کرده بود... با اینحال ناله میکرد و هر بار که بهش نزدیک میشدم با چشمهای سبز رنگش نگاهم میکرد و موتورش روشن میشد. خیلی وحشتناکه.... دلم نمیخواد رنج بکشه... میدونم دیگه امیدی نیست فقط دلم میخواد روحش براحتی از بدنش خارج  بشه و به آسمانها پرواز کنه.. کی میدونه ؟!  شاید پل رنگین کمان که کاتولیک ها بهش اعتقاد دارند درست باشه.. جائی نزدیک بهشت که حیوانات بانجا میروند و تا رسیدن صاحبشان منتظر میمانند.. جائی سرسبز و خرم ... 

http://www.indigo.org/rainbowbridge_ver2.html

وقتی یادم میافته چه گربه پر ابهتی بود چطور همه گربه های محل ازش فراری بودند و حال به چه روزی افتاده خیلی دلم میگیره... دنیا همینه دیگه.. چه برای انسان چه برای حیوان.....

            

                                                          اسکندر ٢ سال قبل  

 

                              
                                                                
                                                               اسکندر امروز صبح

شبهای زیادی است که نخوابیدم.. تا صبح چندین بار بهش سر میزنم... هنوز نفس میکشه ؟؟؟!!!... تا دیروز صبح غذائی میخورد و آبی مینوشید ولی تمام شد.... میدونم روز آخره .... شاید تا فردا....

این روزها  باهاش خیلی حرف زدم.. بغلش کردم بوسیدمش .. بهش گفتم تا آنجا که در توانم بود سعی کردم زندگی خوبی داشته باشه... فکر میکنم از این جهت چیزی کم نگذاشته باشم....

ولی امیدوارم جای بهتری بره... حیوانات هیچ گناهی نمیکنند.. مثل ما آدمها دروغ و کلک و حقه بازی و... درکارشان نیست و احتیاج به آمرزیده شدن ندارند.

در انجیل قید گردیده که حیوانات دارای روح والا میباشند و مستقما" به بهشت میروند....

 

                              

اسکندر هفته قبل  

شاید بعضی ها مسخره ام کنند.. ١٧ سال کم نیست که در کنار کسی زندگی کنی... هر موجود جانداری .. چه  انسان و چه حیوان.... از انسانها خیری ندیدم.. حتی یک دوست دلسوز نداشتم و ندارم تنها گربه هایم دوستان من بودند و عشق و مهربانی و صمیمیت را فقط و فقط در چشمان آنها دیدم.

---------------------

وقتی ساعت ۱۲ ظهر مرخصی گرفتم و برگشتم به خانه  روح اسکندر از بدنش خارج شده بود... تنش خشک بود.. خیلی دلم میخواست وقتی آخرین نفس را میکشه در کنارش باشم ولی خواست خدا نبود.... امیدوارم جای بهتری رفته باشه

 

              

       جسد اسکندر

 

            
                      آرامگاه اسکندر جلوی پنجره آپارتمان خودم                         

[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!