همه مخلوقات خدا .....
دفاع از حقوق حیوانات
همه مخلوقات خدا .....
خانه | آرشيو | ايميل

ژاله ف

درباره : یک زن متفاوت با همجنسان خود !!!!!
پروفایل مدیر :ژاله ف

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
امرداد ٩٥
آذر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
لينکدوني
GREEN BLOG
تالار گفتگوی ایرانیان گیاهخوار
دیده بان حقوق حیوانات
ديده بان محيط زيست
سایت محمد درویش
دلتنگی های مادر زمین
کـانـون وفــا (اولین پناهگاه حیوانات در ایران)
سعید ساربـــان
سپهر سلیمی
سلـــول
دکتر هومن
گرگ تنها
دادخواهی حیوانات از انسانها
پایگاه خبری دامپزشکان ایران
مجله حمایت از گربه های بی سرپرست
وکیل حیوانات
حباب
آوای محیط زیست - محسن تیزهوش
مدارا
گواه
نوشته های سبز
ايران نامه - دكتر سپنتا
آرش - طبيعت و حيات وحش
صدرا
سهیل (دلقک سابق)
زندگی حیوانات
کفتر چاهی
کهن بانو
دکتر لطفی زاده
يوز ايرانی
دانشجوی دامپزشکی
دانشجويان دامپزشکی ... چرا؟
ياد داشت های سعيد
صدائی برای بی صدایان
صدای دامپزشکی - کورش
دنکیشوت معمـار
حمایت از حیوانات - کامران
کاهگل
آوا
آهنگ باران
چشمهای همیشه بیدار زمین
کلینیک دام کوچک
اتوبوس شب
پرنده نگر
روز مرگی
گیاهخواری - زمین - انسان - حیوان
ِDr. Vet
گیاهخوار شو
رضا ترابی - دامپزشکی
سبــز انــدیــش
باگیاهخواری جان میلیونها حیوان را نجات دهید
یخـــاب
یاد داشتهای یک پزشک
پگــاه
میــراث
شیلان
انجمن شوکای کرمانشاه
امیـــریـــه
گـــوش قـــرمــز
سارا صولتی
بــاد ســوار
حیوانات آزمایشگاهی
امیر حسین
یـاد شـادی
سارا صولتی
آرتــا
آیلار
بنجامیــن
وب لاگ مهتاب (موشمول)
مادرم زمیــن
همه گربه های شاعر
یوز پلنگ ایران - پیام احتسابیان
انجمن جبهه طبیعت
دوستدار محیط زیست
حیوانات خانگی
پیشــی نیــوز
کلبــه حیــوانـات
خواب کوتاه (مهندس)
همه چیز درباره ما و گربه هایمان
حیوانات مظلومان بی پناه
شکلات
مسلمان گیاه خوار
دکتر سمپاتیک
دامپزشکی و تازه های داروئی
دانش محیط زیست
مهندس گربه باز
حقــوق حیــوانــات
انجمن حمایت از حیوانات
واگذاری حیونات بی سرپرست
مزرعه حیوانات
http://www.irspca.com/forum/
امید شایگان
آزمايش روي حيوانات
http://animals1995.persianblog.ir/
موضوعات وبلاگ
 
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
توله سگ های 10 روزه را نجات دهید

هیچ فکر کردید انسانهائی که حامی حیوانات هستند و سعی میکنند در این مملکت بیرحمی ها به آنها کمک کنند چه روزگار سختی را میگذرانند؟!!  باور کنید خیلی سخته مخصوصا" ‌برای یکی مثل من که تک و تنها هم باشه مجبور باشه خیلی چیزها را تحمل کنه و بروی خودش نیاره و هوای دور وبریها را یکجوری داشته باشه  و بقول معروف بهانه دست کسی نده،  در مملکت گل و بلبلی که همه فقط دنبال یافتن نقطه ضعف های همدیگر هستند تا به آن بهانه یک روزی پدر آدمو در بیارند.  بخداوند قسم اگر بخاطر حیوانات گرسنه شهری نبود یک روز حاضر نبودم در  این مملکت بمانم. ٣ تا گربه های خودم را برمیداشتم فرار میکردم به شاخ آفریقــآ.    خیلی داره بهم سخت میگذره.. خیلی زیاد.     

امروز صبح در سایت حمایت از حیوانات یک خبر خواندم کله ام درد گرفته و فکر کنم فشار خونم رفته بالا.. گویا یک سگ ماده را دانشکده دامپزشکی خریداری کرده برای تشریح و بعد سگه حامله بوده و زایمان کرده.   فردا چهارشنبه قراره سگ بدبخت را ببرند اطاق تشریح.  یکی از معدود دامپزشکان مهربان خبر را منتشر کرده برای کمک به  توله ها که فقط  ١٠ روزه هستند و شیر خوار و باید دست کم تا یک ماهگی به آنها با شیشه شیر داد.  صبح تلفنی با دامپزشک مهربان (که متاسفانه طی ٢ روز آینده برای همیشه از این مملکت خارج میشه)  صحبت کردم تا ببینم راهی هست برای نجات ماده سگ و توله ها؟  بهش گفتم حالا نمیشه این سگ ماده را نکشند بگذارند توله ها را شیر بده.  گفت: من خیلی سعی کردم که تا حالا موفق شدم نگهش داشتم ولی فردا چهارشنبه مادره ١٠٠%‌ روانه اطاق تشریح میشه و میخواهند کلی جراحی آزمایشی روش انجام بدهند آخرش هم بعد از اینکه کارهاشون تمام شد سگه را بطور حتم میکشند. بهش گفتم این همه سگ تو کشور تیر باران میشن به جرم نجس بودن و بیماریزا بودن و هیولا بودن و ایجاد رعب و وحشت ....  نمیشه از اجساد آنها برای تشریح استفاده کرد؟!‌  گفت : ‌والله چه عرض کنم.  گفتم شنیدم تو یک اطاق تنگ و تاریک در دانشکده دامپزشکی کلی سگ و گربه را در شرایط خیلی خیلی بد نگهداری میکنند برای کشتن.. نمیشه جلوی اینکار را گرفت.. مجددا"  گفت‌ : ‌والله چه عرض کنم.

دوستان با وجود اینکه  سگ ماده شانس زیادی نداره ولی لطف کنید همگی همین امروز به دانشکده دامپزشکی زنگ بزنید و اعتراض کنید بلکه جلوی کشته شدن این سگ ماده را بگیریم.. بهشان بگوئید ما حاضریم ٢ برابر پولی که دادند سگ ماده را خریدند بهشان پرداخت کنیم .... (پرداخت پول برای خرید سگ و  جا برای نگهداری مادر و بچه ها بعهده من و دوستانم شما فقط سعی کنید جلوی کشته شدن مادر را بگیرید).

گاهی پیش خودم میگم چقدر خوب میشه یک روز صبح که از خواب بیدار میشم فراموشی کامل گرفته باشم (فقط برای ٢ روز)  همه غم و غصه های خودم و حیوانات از مخم خارج شده باشه و بتونم فقط برم یک جای خلوت و سبز و خرم تک و تنها کمی استراحت کنم.. دلم پوسید از این زندگی تکراری... هر روز صبح باید ساعت ۶ از خواب بیدار شم تا قبل از رفتن به شرکت یک دیگ کله مرغ بپزم برای گربه های گرسنه نزدیک شرکت.. بعد از ظهر هم ساعت ۴ که از سر کار میام باز باید ١ دیگ کله مرغ بپزم برای گربه های کوچه های اطراف خانه.. لامصب ها بدجوری هم عادت کردند سرساعت اگر نرم محلی که منتظرم هستند شال و کلاه میکنند راه میافتند دم درب ورودی خانه تجمع راه میاندازند !! من هم که حوصله و طاقت حرف مردم را ندارم باید تند تند کارها را انجام بدم تا  این گرسنه ها تجمع نکنند.  خودمانیم شکر خدا محله ما آدمهای درست و حسابی زندگی میکنند. کمکی به گربه ها نمیکنند ولی ایراد هم نمیگیرند که چرا به حیوان گرسنه غذا میدی؟   ایرادی که فقط از انسانها بیرحم و بی انصاف بر میاد (آخه چه اشکالی داره به حیوان گرسنه غذا بدم.. اینها که میخورند هر کدام راهی محل زندگی خودشان میشن.. این همه آدم.. حالا چند تا گربه هم روش).

کوچه روبروی شرکت جائی که ماشین غراضه ام را پارک میکنم ٢ تا سطل زباله کنار هم و ٢ ردیف شمشاد هست که معمولا"‌یک ظرف یکبار مصرف پر میگذارم لای شمشاد ها بعد از ظهر هم ظرف خالی را برمیدارم میاندازم درون سطل شهرداری تا شهر کثیف نشود !!!!!.   چشمتان روز بد نبینه امروز صبح اون وسط چه خبر بود از مدفوع آدمیزاد !!!!!!!   آنوقت ٢ هفته قبل خانم آلامدی با ماشین آخرین سیستم از پارکینگ خانه ای که مجاور شمشادهاست بیرون آمد و با دیدن من پارک کرد و پیاده شد

خانم :‌ ‌خانم خیلی وقته میخوام باهاتون صحبت کنم.. لطفا" ‌اینجا به گربه ها غذا ندین..

من :‌به چه دلیل من که در خانه یا حیاط شما غذا ندادم اینجا سطل زباله است و گربه ها میخورند هر کدام راه خودشان را میروند. 

خانم‌:‌ نخیر  اینها آمدند در پارکینگ و  ماشین من را خط خطی کرده اندبیا نگاه کن.. ٢ میلیون دادم خط ها از بین نرفت ..

کلی براش توضیح دادم ‌: ‌خانم محترم گربه فقط زمستانها بدلیل گرم بودن کاپوت ماشین گاهی میره روی کاپوت میشینه که ممکنه فقط جای پنچه های خوشگلش بمونه که با یک دستمال پاک میشه، از طرفی ناخن های گربه تمام مدت بیرون نیست و نمیتونه با ناخن بپره روی فلز چون خودش دردش میاد.. این خطوط باین شکل  مال گربه نیست درثانی آمدیم و مال گربه بود یعنی میفرمائید گربه نشسته یکی از ناخن هاش را درآورده شروع کرده خط کشیدن. اگر مال گربه میبود باید خطوط بشکل چهار چنگولی میبود نه اینطور درهم برهم معلومه یکنفر از قصد این خط ها را روی ماشین شما کشیده.

دوباره شروع کرد:‌ برادر من با اینکه گربه نداشت از گربه مرض توکسوپلاسموز گرفت

من :‌ خانم تو رو خدا ول بده صبح کله سحری اینقدر حال نگیر..  برو یک کم معلوماتت را زیاد کن فقط در کشورگل و بلبل ماست که اسم توکسوپلاسموز را گذاشتند مرض گربه ای.  گرفتن این مرض از گربه باین راحتی ها هم نیست و  در دنیای متمدن امروز ثابت شده که اکثرا"‌ بدلیل مصرف گوشت نیم پخته و دستمالی گوشت خام و.... این بیماری را گرفتند... خلاصه طرف یکجورهائی کم آورد ولی باز هم بقول معروف نرود میخ آهنی بر سنگ.

عده زیادی هم میگن :‌ خانم چه ثوابی.. خدا عمرت بده .. همیشه باین جور آدما میگم :‌کار سختی نیست کافیه مرغ و گوشت که میخرید پاک میکنید باقی مانده اش را نریزید تو سطل و جدا بگذارید پائین سطل های شهرداری تا گربه های گرسنه هم چیزی گیرشون بیاد و شما هم ثواب کنید!!!  من که میبینید گیاه خوارم ولی با این وجود مجبورم هفته ای ٧٠ کیلو (جدی میگم ها)  کله مرغ بخرم فقط برای گربه های گرسنه کوچه....

خلاصه روزگار بسیار سختی است .. نازنین برای من و امثال من.

   


[ تگ ها : ]
+
میخــواهــد زنــده بمــانـــد

شیوا جان این پست را فقط بخاطر قدردانی  از زحمات بیدریغ تو در کمک به حیوانات مجروح و بی پناه  میگذارم تا خوانندگان وب لاگ بدانند هنوز هم در این مملکت هستند  تعداد قابل توجه ای انسان واقعی که دلشان برای مادر طبیعت و همه مخلوقات خدا میتپد .  وجود  تو و امثال تو تنها دلیل کمی  امیدواری من به بهتر شدن وضعیت حیوانات این کشور در آینده است.    ممنون از اینکه قبول کردی از یک حیوان بیزبان آسیب دیده با داشتن شرایط بسیار دشوار نگهداری کنی و راضی به مرگ او نشدی.   امیدوارم خداوند همیشه پشت و پناهت باشد. 

شایدخواندن این متن برای بعضی ها عجیب باشد و  پیش خود فکر کنند نوشتن چنین مطلبی در مملکتی که جان حیوانات ارزش چندانی ندارد و روزانه هزاران گربه زیبا بر اثر تصادف و ضربه اتومبیل و یا بد رفتاری آدمیزاد از بین میروند و یا آسیب بسیار دیده و به گوشه ای پناه برده روزها زجر و درد را تحمل میکنند تا بسختی جان دهندقابل درک نباشد.   تنها کشوری که در آن در بعضی مکانهای عمومی گربه ها را به بهانه ازدیاد و ترسیدن مراجعین و بیماریزا بودن !!!!! با خوراندن سم  ازبین میبرند  و یا پا را فراتر از این گذاشته با تیر جلوی چشم دیگران میکشند (اوین درکه) .    ولی گویا خداوند این حیوان آسیب دیده را سر راه یک انسان واقعی قرار داده چون شوق زنده ماندن و زندگی کردن در وجودش بیش از همنوعان دیگر خود میباشد.

 

                       

 چند ماهی است با یک انسان واقعی (دختر دانشجوی جوانی که برای ادامه تحصیل در تهران زندگی میکند) آشنا شده ام که تقریبا" هر روز با او در تماس هستم.  این انسان واقعی مرتبا"‌ در حال گرفتن و مداوای گربه های آسیب دیده از کوچه وخیابان  و برگرداندن آنها پس از بهبودی کامل  به دامان مادر طبیعت است.   حدود ٣ ماه قبل بچه گربه ای در منظقه پونک پیدا کرد که در وضعیت بسیار بدی بسر میبرد،  طبق معمول او را به خانه آورد از آنزمان تا کنون بارها به دامپزشکان مختلف  مراجعه کرده و عقاید گوناگون آنها را شنیده است.  این گربه از کمر به پائین دچار مشکل میباشد (که بر اثر وارد آمدن ضربه بسیار سنگینی باین روز افتاده  - حال خدا میداند شاید  ماشین یا موتور باو برخورد کرده  و یا هیولای دیو صفتی لگد محکمی باو زده چون در منظقه پونک از این هیولاها بوفور یافت میشوند).  مداوا با دارو تاثیری در حال گربه نداشت و تعدادی از دامپزشکان هم صحبت از عمل روده و غیره بمیان آورده و تعدادی هم خواباندن (کشتن با تزریق)  گربه را توصیه کرده اند.  لازم بذکر است این گربه در راه رفتن دچار مشکل است و هنگام دفع مدفوع کنترل خود را ندارد بطوریکه مرتبا"‌ مدفوع از بدنش قطره قطره خارج میشود.

 چند روز قبل  بهمراه دختر مهربان و همخانه اش گربه را مجددا"‌ به مطب یکی از معروفترین دامپزشکان کشور  بردیم و بعداز رادیولوژی دکتر محترم اظهار داشتند که این حیوان دچار ضایعه نخاعی بسیار شدید و مگاکولن (آسیب شدید روده ای)  میباشد و شانس زیادی برای عمل جراحی و بهبودی ندارد و احتمالا"‌وضعش روز بزور بدتر میشود. 

 

با اینحال دوست مهربان ما راضی به از بین بردن حیوان با تزریق ،  تا وقتی که چشمان سبز رنگش سرشار از شور  زندگی ست، نمیباشد و  تصمیم دارد از او با همه سختی ها نگهداری کند  (من نیز اگر جای او بودم همین کار را میکردم).

خدا را چه دیدید.  شاید معجزه ای رخ دهد و وضع جسمی این گربه بهتر شود.    

 

 

پی نوشت :‌ این وب لاگ در رابطه با حمایت از حیوانات میباشد و از این پس کامنت های خارج از موضوع به هیچ وجه تائید نخواهند شد.  افرادی  که میایند و درکامنت خصوصی کلی بد و بیراه و ناسزا برای اینجانب مینویسند بدانند که این  کامنت ها برخلاف تصور شما به هیچ وجه باعث دلشکستگی من نمیشود.   سعی کنید کمی با انصاف باشید و پا را از گلیم خود فراتر نگذارید.  آی پی کامپیوتر ها در قسمت مدیریت پرشین بلاگ قابل نمایش است و پیدا کردن افراد کار سختی نیست.

به وب لاگ دوستم پگاه نیز سری بزنید

http://www.joox.blogfa.com/


[ تگ ها : ]
+
معنی واقعی اشــرف مخلــوقــات
چند روز قبل با یکی از همکاران در مورد اسب های مسابقه که اگر صدمه ببنند راهی غیر از شلیک گلوله به مغزشان نیست گفتگو میکردم . همکار دیگری بقول معروف پا برهنه به میان حرف ما پرید و گفت ‌(در قرآن نوشته شده که خداوند همه حیوانات و طبیعت و بطور کل کره زمین را بخاطر راحتی و آسایش و استفاده انسان خلق کرده !!! اسب را هم برای سواری دادن به ما خلق کرده وگرنه به چه درد میخورد و چه خاصیتی دارد؟؟؟). گویا بیشتر انسانها (خصوصا"‌ هموطنان.. اشرف مخلوقات بودن را آنطور که دلشان میخواهد بنفع خود معنی میکنند) عقیده دارند که انسان به عنوان موجود برتر حق دارد هر گونه که دلش خواست با دیگر مخلوقات خدا رفتار کند چون فقط انسانها دارای قدرت درک و فهم هستند و میبایست از مواهب الهی لذت ببرند !!!! زن بسیار ثروتمندی که در کوچه ما زندگی میکند و سالهاست بخاطر غذا دادن به گربه های محل با اینجانب درگیری دارد مرتبا"‌میگوید خدا خوشش نمیاید تو به حیوانها غذا میدهی و باعث آزار من میشوی و داری مرتکب گناه بزرگی میشوی‌ که من تو را مرتبا"‌ سر نماز نفرین میکنم و خدا از تو نخواهد گذشت !!!
تصور کنید یک روز انسان قادر باشد به کهکشانها و کرات دیگر سفر کند. در سیاره ای فرود آید که در آن موحوداتی مشابه حیوانات زمینی زندگی کنند .... موجوداتی که قبل از ورود انسان حاکمیت کامل داشته اند بر روی این سیاره .. درست شبیه آنچه که روی زمین قبل از خلقت انسان وجود داشته. آیا در اینصورت انسان مجاز خواهد بود از این موجودات به نفع خود سوء استفاده کند و همان رفتار را داشته باشد که با حیوانات کره زمین دارد؟ حال تصور کنید موجوداتی غیر زمینی دارای عقل و هوش کامل و پیشرفته تر از انسان به کره زمین وارد شوند و ما را با همان چشمی ببینند که ما حیوانات را میبینیم. آیا حق این را خواهند داشت که از ما هر طور که دلشان خواست استفاده کنند؟‌ گوشت تن ما را کباب کنند؟ از پوست تن ما کیف و کفش و لباس تهیه کنند ، از ما در آزمایشات و تحقیقات خود استفاده کنند و برای تفریح و خوش گذرانی ما را اسیر کرده از کره زمین بیرون ببرند و در قفس برای تماشای همنوعان خود زندانی کنند ؟
به نظر من که دید دیگری به دنیا و مخلوقات خدا دارم، انسان میبایست با عقل و هوش و خلاقیتی که خدا باو داده است در جهت مثبت برای کره زمین اقدام کند و نه برعکس آن. فقط تماشا کنید گدشته از حیوانات، انسانها به بهانه های مختلف چه به روز یکدیگر میاورند ..به اسم دین یا برای کسب قدرت و یا زمین و منابع و حتی گاهی بدون هیچ دلیل خاص. انسان تنها موجودی است که قتل عام میکند.. چرا؟ انسان دست به کشتار همنوعان خود میزند. آیاتا بحال شنیده اید حیوانات به دلایل پوچ یکدیگر را بکشند؟ آیاموجود دیگری را میشناسید که دست به کشتار جمعی بزند؟ آیا شنیده اید حیوانات حیات وحش برای تفریح و ورزش دست به کشتار دیگر موجودات بزنند؟ اگر انسان دست به کشتار ببری بزند او را شکارچی و شجاع و طبیعت مرد !!!! مینامند ولی اگر ببری به انسان حمله ور شود او را وحشی و دد منش میخوانند !!! تفاوت این دومورد چیست؟ چرا انسان حق کشتن داشته باشد و وحشی نامیده نشود ولی ببر به جرم حمله به انسان کشته شود ؟
از نظر من رفتار انسان ملقب به موجود برتر (یا همان اشرف معروف) با حیوانات میبایست شبیه رفتار خداوند با انسان باشد. برتر بودن و اشرفیت به معنای اهمیت دادن و رسیدگی و دلسوزی است و معنی حاکمیت مطلق و خود خواهانه داشتن بر مادر طبیعت و موجودات دیگر را ندارد. همانگونه که خداوند صدها بار برتر از انسان است و برانسان فرمانروائی میکند.. رفتار انسان با حیوانات نیز باید به همین گونه باشد. من هر وقت به چشمهای مظلوم و بیگناه حیوانات نگاه میکنم احساس میکنم آنها به خدا نزدیکترند تا انسانهای خودخواه و خطاکاری که برای فریب خدا و خرید گوشه ای از بهشت نماز میخوانند و روزه میگیرند ولی در کنار آن هزار کار خلاف هم انجام میدهند. گویا با اینکار میخواهند خدا را نیز گول بزنند!!!!
وقتی انسان در فیلم های مستند تماشا میکند ماده شیر بچه گوزنی را به فرزندی میپذیرد برایش قابل قبول نیست. آنرا نوعی حقه بازی و شیادی در فیلم برداری قلمداد میکند چون عمل ماده شیر برخلاف قانون طبیعت است و با غریزه او جور در نمیاید. ولی همین انسان درک نمیکند که خود دقیقا" همین رفتار را با میلیونها گونه های مختلف حیوانی انجام میدهد !!! از پرنده و خزنده گرفته تا حیوانات حیات وحش !!! انسان با دیدن دزدیده شدن بچه گوزن توسط ماده شیر و دور کردن او از مادر و محیط خودش گاه ناراحت میشود و دلسوزی میکند!!!! ولی از اسیر کردن حیوانات توسط انسانهای دیگر و خارج کردن آنها از زیستگاههای خود و وارد کردن آنها به محیطی غریبه و نا مانوس به دور از منابع غذائی دلخواه آنها .. دور از گروه های اجتماعی آنها تنها با توجیه اینکه خودمان برای آنها همه چیز را ساخته و آماده میکنیم و مواظبشان هستیم.. خود را تبرئه میکنند.
انسان از دیدن شکار شدن پرندگان توسط گربه گرسنه شهری تاسف میخورد و سعی میکند با سنگ و لگد پرنده را از دهان گربه نجات دهد. همان انسانی که روزش بدون خوردن مرغ و ماهی و گاو و گوسفند و بوقلمون و خو ک و ... به پایان نمیرسد. چرا دیدن شکار پرنده توسط گربه ناراحت کنند است ولی بریدن سر گوسفند بیگناهی بعنوان قربانی و سوء استفاده از میلیونها حیوان در روز به بهانه ورزش و لذت از طبیعت توسط شکارچیان و تشریح و آزمایشات مختلف روی حیوانات.. درد آور نیست؟
چرا انسانها اینقدر با هم متفاوتند؟ چرا من و امثال من کره زمین را خانه اصلی خود میدانیم.. خانه ای که دوست داریم تمیز نگهش داریم. چرا گروه هائی هستند که برای نجات و آزادی و سلامتی حیوانات و محیط زیست فعالیت میکنند و در مقابل هستند گروه دیگری که تنها فکر کسب قدرت و جمع آوری مال میباشند و موجودیت حیوانات (غیر از دسته ای که خوراک و پوشاکشان میشوند) .. از بین بردن طبیعت و تخریب کره زمین و حتی کشتار انسانهای دیگر برایشان کمترین اهمیتی ندارد؟ چرا اشرف ها اینقدر با هم متفاوتند ؟؟؟
چرا دانشمندان و محققین که میبایست باشعور تر از دیگر انسانها باشند دست از تحقیقات سادیستی خود بر روی موجودات زنده دیگر بر نمیدارند؟ وقتی در طی جنگ جهانی دوم آزمایشات و تحقیقات دردناک توسط دکتر منگل روی انسانهای دیگر انجام میشد به تدریج صدای اعتراض دنیا در آمد...چه زمان این صدا برای جان موجودات دیگر بلند خواهد شد؟ موجوداتی که در قفس های سرد و تنگ سالیان سال رنگ روشنائی روز را هیچ گاه در طول عمر دردناک خود نمیبینند و بدنهای آنها میبایست دائما"‌ تا زمان مرگ تحت شکنجه با سم ها و مواد خطرناک باشد .
با اینکه روزگار بسیار سختی را میگذرانم ولی راضیم از اینکه خداوند هدیه ای بمن داده به اسم (ترحم و درک واقعیت). میدانم در این راه تنها نیستم و حتی در مملکت بیرحمی های خودم نیز هستند تعداد زیادی با عقایدی مشابه من. ما که تحمل دیدن بدرفتاری با حیوانات،‌ تخریب طبیعت و محیط زیستمان را نداریم. باید قدرت خود را جمع کنیم با هم متحد شویم و صدایمان را به گوش دیگران برسانیم. نمیبایست بیش از این در گوشه ای پنهان شویم و نظاره گر بیرحمی شکارچیان - سیرک بازان - مسئولین باغ وحش ها و حتی رفتار مردم عادی با حیوانات شهری و بریدن بی دلیل درختان کهنسال و خشک کردن رودها و دریاچه ها باشیم. کافی نیست بنشینیم و بگوئیم من اهمیت میدهم .. باید اهمیت را نشان دهیم. بطور جدی صــدائــی باشیم برای بی صــدایان.
حذف ویرایش نظرات
ارسال شده در دوشنبه، ٢٠ مهر ۱۳۸۸ - ساعت ۱۱:۵۴ ‎ق.ظ - نظرات: 207

[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!