توله سگ های 10 روزه را نجات دهید

هیچ فکر کردید انسانهائی که حامی حیوانات هستند و سعی میکنند در این مملکت بیرحمی ها به آنها کمک کنند چه روزگار سختی را میگذرانند؟!!  باور کنید خیلی سخته مخصوصا" ‌برای یکی مثل من که تک و تنها هم باشه مجبور باشه خیلی چیزها را تحمل کنه و بروی خودش نیاره و هوای دور وبریها را یکجوری داشته باشه  و بقول معروف بهانه دست کسی نده،  در مملکت گل و بلبلی که همه فقط دنبال یافتن نقطه ضعف های همدیگر هستند تا به آن بهانه یک روزی پدر آدمو در بیارند.  بخداوند قسم اگر بخاطر حیوانات گرسنه شهری نبود یک روز حاضر نبودم در  این مملکت بمانم. ٣ تا گربه های خودم را برمیداشتم فرار میکردم به شاخ آفریقــآ.    خیلی داره بهم سخت میگذره.. خیلی زیاد.     

امروز صبح در سایت حمایت از حیوانات یک خبر خواندم کله ام درد گرفته و فکر کنم فشار خونم رفته بالا.. گویا یک سگ ماده را دانشکده دامپزشکی خریداری کرده برای تشریح و بعد سگه حامله بوده و زایمان کرده.   فردا چهارشنبه قراره سگ بدبخت را ببرند اطاق تشریح.  یکی از معدود دامپزشکان مهربان خبر را منتشر کرده برای کمک به  توله ها که فقط  ١٠ روزه هستند و شیر خوار و باید دست کم تا یک ماهگی به آنها با شیشه شیر داد.  صبح تلفنی با دامپزشک مهربان (که متاسفانه طی ٢ روز آینده برای همیشه از این مملکت خارج میشه)  صحبت کردم تا ببینم راهی هست برای نجات ماده سگ و توله ها؟  بهش گفتم حالا نمیشه این سگ ماده را نکشند بگذارند توله ها را شیر بده.  گفت: من خیلی سعی کردم که تا حالا موفق شدم نگهش داشتم ولی فردا چهارشنبه مادره ١٠٠%‌ روانه اطاق تشریح میشه و میخواهند کلی جراحی آزمایشی روش انجام بدهند آخرش هم بعد از اینکه کارهاشون تمام شد سگه را بطور حتم میکشند. بهش گفتم این همه سگ تو کشور تیر باران میشن به جرم نجس بودن و بیماریزا بودن و هیولا بودن و ایجاد رعب و وحشت ....  نمیشه از اجساد آنها برای تشریح استفاده کرد؟!‌  گفت : ‌والله چه عرض کنم.  گفتم شنیدم تو یک اطاق تنگ و تاریک در دانشکده دامپزشکی کلی سگ و گربه را در شرایط خیلی خیلی بد نگهداری میکنند برای کشتن.. نمیشه جلوی اینکار را گرفت.. مجددا"  گفت‌ : ‌والله چه عرض کنم.

دوستان با وجود اینکه  سگ ماده شانس زیادی نداره ولی لطف کنید همگی همین امروز به دانشکده دامپزشکی زنگ بزنید و اعتراض کنید بلکه جلوی کشته شدن این سگ ماده را بگیریم.. بهشان بگوئید ما حاضریم ٢ برابر پولی که دادند سگ ماده را خریدند بهشان پرداخت کنیم .... (پرداخت پول برای خرید سگ و  جا برای نگهداری مادر و بچه ها بعهده من و دوستانم شما فقط سعی کنید جلوی کشته شدن مادر را بگیرید).

گاهی پیش خودم میگم چقدر خوب میشه یک روز صبح که از خواب بیدار میشم فراموشی کامل گرفته باشم (فقط برای ٢ روز)  همه غم و غصه های خودم و حیوانات از مخم خارج شده باشه و بتونم فقط برم یک جای خلوت و سبز و خرم تک و تنها کمی استراحت کنم.. دلم پوسید از این زندگی تکراری... هر روز صبح باید ساعت ۶ از خواب بیدار شم تا قبل از رفتن به شرکت یک دیگ کله مرغ بپزم برای گربه های گرسنه نزدیک شرکت.. بعد از ظهر هم ساعت ۴ که از سر کار میام باز باید ١ دیگ کله مرغ بپزم برای گربه های کوچه های اطراف خانه.. لامصب ها بدجوری هم عادت کردند سرساعت اگر نرم محلی که منتظرم هستند شال و کلاه میکنند راه میافتند دم درب ورودی خانه تجمع راه میاندازند !! من هم که حوصله و طاقت حرف مردم را ندارم باید تند تند کارها را انجام بدم تا  این گرسنه ها تجمع نکنند.  خودمانیم شکر خدا محله ما آدمهای درست و حسابی زندگی میکنند. کمکی به گربه ها نمیکنند ولی ایراد هم نمیگیرند که چرا به حیوان گرسنه غذا میدی؟   ایرادی که فقط از انسانها بیرحم و بی انصاف بر میاد (آخه چه اشکالی داره به حیوان گرسنه غذا بدم.. اینها که میخورند هر کدام راهی محل زندگی خودشان میشن.. این همه آدم.. حالا چند تا گربه هم روش).

کوچه روبروی شرکت جائی که ماشین غراضه ام را پارک میکنم ٢ تا سطل زباله کنار هم و ٢ ردیف شمشاد هست که معمولا"‌یک ظرف یکبار مصرف پر میگذارم لای شمشاد ها بعد از ظهر هم ظرف خالی را برمیدارم میاندازم درون سطل شهرداری تا شهر کثیف نشود !!!!!.   چشمتان روز بد نبینه امروز صبح اون وسط چه خبر بود از مدفوع آدمیزاد !!!!!!!   آنوقت ٢ هفته قبل خانم آلامدی با ماشین آخرین سیستم از پارکینگ خانه ای که مجاور شمشادهاست بیرون آمد و با دیدن من پارک کرد و پیاده شد

خانم :‌ ‌خانم خیلی وقته میخوام باهاتون صحبت کنم.. لطفا" ‌اینجا به گربه ها غذا ندین..

من :‌به چه دلیل من که در خانه یا حیاط شما غذا ندادم اینجا سطل زباله است و گربه ها میخورند هر کدام راه خودشان را میروند. 

خانم‌:‌ نخیر  اینها آمدند در پارکینگ و  ماشین من را خط خطی کرده اندبیا نگاه کن.. ٢ میلیون دادم خط ها از بین نرفت ..

کلی براش توضیح دادم ‌: ‌خانم محترم گربه فقط زمستانها بدلیل گرم بودن کاپوت ماشین گاهی میره روی کاپوت میشینه که ممکنه فقط جای پنچه های خوشگلش بمونه که با یک دستمال پاک میشه، از طرفی ناخن های گربه تمام مدت بیرون نیست و نمیتونه با ناخن بپره روی فلز چون خودش دردش میاد.. این خطوط باین شکل  مال گربه نیست درثانی آمدیم و مال گربه بود یعنی میفرمائید گربه نشسته یکی از ناخن هاش را درآورده شروع کرده خط کشیدن. اگر مال گربه میبود باید خطوط بشکل چهار چنگولی میبود نه اینطور درهم برهم معلومه یکنفر از قصد این خط ها را روی ماشین شما کشیده.

دوباره شروع کرد:‌ برادر من با اینکه گربه نداشت از گربه مرض توکسوپلاسموز گرفت

من :‌ خانم تو رو خدا ول بده صبح کله سحری اینقدر حال نگیر..  برو یک کم معلوماتت را زیاد کن فقط در کشورگل و بلبل ماست که اسم توکسوپلاسموز را گذاشتند مرض گربه ای.  گرفتن این مرض از گربه باین راحتی ها هم نیست و  در دنیای متمدن امروز ثابت شده که اکثرا"‌ بدلیل مصرف گوشت نیم پخته و دستمالی گوشت خام و.... این بیماری را گرفتند... خلاصه طرف یکجورهائی کم آورد ولی باز هم بقول معروف نرود میخ آهنی بر سنگ.

عده زیادی هم میگن :‌ خانم چه ثوابی.. خدا عمرت بده .. همیشه باین جور آدما میگم :‌کار سختی نیست کافیه مرغ و گوشت که میخرید پاک میکنید باقی مانده اش را نریزید تو سطل و جدا بگذارید پائین سطل های شهرداری تا گربه های گرسنه هم چیزی گیرشون بیاد و شما هم ثواب کنید!!!  من که میبینید گیاه خوارم ولی با این وجود مجبورم هفته ای ٧٠ کیلو (جدی میگم ها)  کله مرغ بخرم فقط برای گربه های گرسنه کوچه....

خلاصه روزگار بسیار سختی است .. نازنین برای من و امثال من.

   

/ 56 نظر / 148 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لي لي

مرسی که امدی ژاله جون[گل]

به بینید

http://persiauk.com/article.php?id=43874 این رو به بینید اگر جای اون شیر ادمها بودن اول بچه اهو رو میخورن اون وقت به شیر میگن وحشی ادما میشن لابد "ادم"

محمد

واقعا وجود همچین انسان هایی به من انرژی میده.واقعا مایه افتخار و تحسینه وقت و حوصله ای که صرف میکنی.منم مثل خودت گربه دارم و گربه هارو هم خیلی دوس دارم.

گوش قرمز

سلام ژاله جان بچه گربه ای که من امروز پشت دانشکده دامپزشکی پیدا کردم به شدت ضعیفه و به سختی توان حرکت داره البته غذا میخوره اما از جاش حتی برای دستشویی کردن هم بیرون نمی آد / حالا نمیدونم آیا بی اختیاری داره یا توان نداره بره در خاک دستشویی کنه نکته ای که منو خیلی آزرده اینه که این حیوون موهای زیر شکمش تراشیده شده - همون کاری که برای عقیم کردن انجام میدن / و جای یک برش کوچک زیر اون قسمت دیده میشه حدس من اینه که این گربه که خیلی کوچکه عمل شده و بعد در این سرما رها شده این حیوون وسط یک کوچه ماشین رو نشسته بود و توان راه رفتن نداشت در حیاط کنار انباری ها براش جای محفوظ درست کردم / البته اونقدر ها هم گرم نیست اما بهتر از اونه که در انبار زندانیش کنم لعنت به هر چی آدم بی وجدان بی عاطفه که حیوون بی زبون رو به این روز انداختن

ساسان

... البته کمی باید دل وجرات هم داشته باشی...چون هرکی طرف من نمیاد.. خیلیها منومیبینند ترس برشون میداره .... [خنده] [خنده] [قهقهه] [قهقهه] [قهقهه] [قهقهه] واااای ی ی خدا مردم از ترس [خنده] بابا این یارو چقده خشنه .... نوشتشم مث خودشه [خنده] [خنده] [خنده]

پیپ خسته

دوست من دو تا از توله ها رو گرفت و عاقبت به خیرشون کرد.کل ماجرا رو می تونی از بلاگ من بخونی

محفوظ

سلام ببخشید من خیلی اتفاقی وب شما رو دیدم و مطالبتون رو که خوندم یه جورایی درد دلم تازه شد - چند وقت قبل من از چندین تا گربه توی حیاطمون نگهداری میکردم تقریبا 9 تایی میشدن اما متاسفانه چند وقت قبل همسایه ها از من شکایت کردن و متاسفانه دادگاه هم بنده را محکوم کرد بخاطر نگهداری از حیوانات در مجتمع مسکونی !!! به هر حال دادگاه فرصت داد تا 3 روز تکلیف این بنده های خدا رو روشن کنم وگرنه از طرف شهرداری دستور جمع آوری اونها رو میده من بنده خدا هم که هنوز توی شوک این ماجرا بودم و از اینکه توی این مملکت و با این آدمهای وحشی دارم زندگی میکنم داشتم خودم رو لعنت میکردم مجبور شدم این گربه ها رو به پارک ملت ببرم و آزادشون کنم - تا برن سراغ سرنوشت خودشون !!! مسلما از اینکه شهرداری بگیردشون و بعد هم بدن دانشکده دامپزشکی تا پارشون بکنن بهتره !!! ولی در کل از اون روز یه جورایی افسرده و غمگین شدم !!! نمیدونم واقعا کارم خوب وبده یا نه ؟؟؟؟ نمیدونم واقعا خدا من رو میبخشه یا نه ؟؟؟؟ نمیدونم اون گربه ها شرایط من رو درک میکنن یا نه ؟؟؟؟ واقعا نمیدونم - خیلی خیلی ناراحتم ولی چیکار میتونستم بکنم !!! شما جای من بودی چیکار میکردین !!!!

مهدخت

مرسی که سر زدی ژاله جان و مرسی از نظرت. خیلی خوشحال شدم که تو دنیای ایران کسایی هستن که به حقوق حیوانات اهمیت بدن. اگرچه جامعه ایرانی هنوز درباره حقوق انسانی مشکلات زیادی رو داره. چون فرهنگ حقوق بشر در ایران با هزاران فیلتر اعتقادی غلط اینور اونور می شه. اینجا ایرانه و هنوز بیمارای غلط بینی و غلط باوری فریاد می زنه. به امیدی روزی که نه تنها حقوق بشر بلکه حقوق حیوانات و گیاهان در ایران اجرا بشه. که در آن روز زمین از نادانی ها و کج روی ها و دیکتاتوری های افکار بشری نفس راحتی خواهد کشید و هر کس با هر عقیده ای خواهد زیست و باید قدرتش را از دست می دهد. ژاله جان مدت زیادی بود که خواستم حرف از حقوق حیوانات بگم اما به این فکر کردم که در سرزمینی که حقوق بشر ناقصه شاید حقوق حیوانات کلا مسخره به نظر بیاد. با این تلنگر جالبی به من زدی که حیوانات رو همچنان در یاد داشته باشم و روزی چیزی رو بنویسم که از حقوق آنها دفاع بشه. امیدوارم و در پناه خدا.[گل]

دکتر یزدان نیاز

سلام مطالب جالبی دارید من شما را لینک کردم با ارزوی موفقیت یزدان نیاز