دیشب هوا خیلی سرد بود و سوز بدی داشت، بارون هم میامد، زیر یک ماشین تا صبح کز کردم و نشستم.. اصلا" خوابم نبرد. هنوز خیلی سردمه. .حالا یه کنجی دیواری که افتاب نیمه جون به اون تابیده پیدا کردم که بخوابم و چشمامو بستم و در خیال خودمو روی یک بالش نرم کنار یک شومینه میبینم.
یهو یه سنگی می خوره تو سرم.از خواب میپرم و یه نفرو میبینم که با ترسوندن من چنان ...شادو خوشحال به دنبال یه سنگ دیگه هست که به طرفم پرتاب کنه و منم با ترس پا میزارم به فرار و به شانس بد خودم لعنت می فرستم که حتی اجازه ندارم نیم ساعت با رویا و خیال خودم خوش باشم.

آخه این ادما کی میخوان دست از آزار و اذیت ما بردارن.اگه به دادمون نمی رسن حدااقل اذیتمون نکنن

 

Photo: ‎دیشب هوا خیلی سرد بود و سوز بدی داشت، بارون هم میامد، زیر یک ماشین تا صبح کز کردم و نشستم.. اصلا" خوابم نبرد. هنوز خیلی سردمه. حالا یه کنجی دیواری که افتاب نیمه جون به اون تابیده پیدا کردم که بخوابم و چشمامو بستم و در خیال خودمو  با دلی سیر روی یک بالش نرم کنار یک شومینه مجسم میکنم.  یهو یه سنگی می خوره تو سرم.از خواب میپرم و یه نفرو میبینم که با ترسوندن من چنان ...شادو خوشحال به دنبال یه سنگ دیگه هست که به طرفم پرتاب کنه و منم با ترس پا میزارم به فرار و به شانس بد خودم لعنت می فرستم که حتی اجازه ندارم نیم ساعت با رویا و خیال خودم خوش باشم.  آخه این ادما تو این مملکت چه زمان میخوان دست از آزار و اذیت ما بردارن.اگه به دادمون نمی رسن حدااقل اذیتمون نکنن‎

/ 1 نظر / 31 بازدید
sahar123

وبلاگتون عالیه به وب منم سر بزنید [گل]