گــر بــه سیــاه کـوچـولـــو

تو هم از این دنیای کثیف رفتی.. گربه سیاه کوچولو...
تو فقط 3 ماه طعم زندگی را چشیدی..
زود رفتی.. چرا برادرت را تنها گذاشتی... چرا اینکار را کردی..
میدونم برادرت  بزودی میاد پیشت.. شایدفردا.. یا پس فردا ..
مقصر من بودم؟.. من فقط 10 دقیقه دیر کردم.. اینقدر گرسنه بودی؟...
چی فکر کردی ..  منو از دور دیدی دویدی وسط خیابان باین شلوغی..
وای چه وحشتناک بود.. ترمز ماشین.. و جون کندن تو  وسط خیابان..
 جیغ زدم.. دویدم وسط خیابان بلندت کردم.. دستت از بازو افتاد روی زمین.
نصف صورتت له شده بود..  چشمت بیرون پریده بود..و هنوز دست و پا میزدی...
بلندت کردم و آوردم کنار پیاده رو.. دستانم غرق خون شد...
منو ببخش گربه سیاه کوچولو.. کاش دیر نمیکردم.. منو ببخش...
حالا فهمیدی ایرانیان چقدر بیرحمند.. قصی القلب.. کثیف.. تو دست و پا میزدی و همه خونسرد کنار خیابان لبخند به لب فریادهای منو نگاه میکردند. 
 گربه سیاه کوچولو.. تو به بهشت برو... من سعی میکنم هوای برادر سیاه کوچولوت را داشته باشم... هیچ قولی بهت نمیدم..  این خیابان شلوغه.. راننده ها رحم ندارند.. جائی ندارم ببرمش... نمیدونم عاقبتش چی میشه.. جای امنی نمیشناسم.. حیاطی ندارم.. باغی ندارم.. منو ببخش گربه سیاه کوچولو که بیشتر از این درتوانم نیست به داد تو و پیشولهای دیگر این مملکت بیرحمی ها  برسم..
 دوستت دارم .. گربه سیاه کوچولو...

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
کلاس داستان نویسی

با سلام: آغاز ثبت نام ترم جدید کلاس های آموزش داستان نویسی پیشرفته با حضور استاد ابوالفضل درخشنده در فرهنگسرای های سرو، شفق ، رسانه و دانشگاه صنعتی شریف. با ارایه مدرک معتبر مورد پذیرش و ارزشیابی در تمامی مراکز علمی و دولتی داخل و خارج کشور. علاقمندان برای شرکت در کلاس های فوق با معاونت آموزش فرهنگسرای های ذکر شده تماس حاصل نمایند. فرهنگسرای شفق : خ یوسف آباد . تلفن : 88712839 فرهنگسرای رسانه : میدان حضرت ولی عصر (ع) فرهنگسرای سرو : خ ولی عصر(عج) بالاتر از پارک ساعی . دانشگاه صنعتی شریف : خیابان انقلاب اسلامی – نرسیده به میدان آزادی . لطفا جهت دریافت کتاب های آموزش داستان نویسی پیشرفته از لینک زیر استفاده فرمایید. با تشکر http://derakhshandeh.org/Payments.aspx

ناشناس

سلام . فقط گریه کردم. [گریه][گریه]برای این موجودات بی گناه و مظلوم. البته "راحت شد !!!!"جمله ای که همیشه برای تسلی دل خودم و خانواده ام برای گربه هایی که مدتی به آنها غذا داده ام و می میرند می گویم.اینها نعمت هایی هستند که با رفتنشان انسان ها را محروم می کنند. همان انسان های خودخواه را. همان پیرزن ثروتمند همسایه را که در واکنش به تصادف یک گربه گفت :"همه شان بمیرند." همانی که به تنهایی در یک آپارتمان جا کم می آورد. آره. این گربه ها با رفتنشان تعدادی را ناراحت می کنند و خودشان تازه راحت می شوند. از دنبال غذا گشتن و دنبال جای خواب بودن راحت می شوند.از نگاه تحقیر آمیز نامردان راحت می شوند. فقط باید دعا کنیم: خدایا دل مردم را نسبت به دیگر موجودات نرم کن و دست دشمنانشان را از آزار آنها کوتاه گردان. همچنین به دوستدارانشان توانایی مادی و معنوی برای ادامه حمایت را بده. آمین[لبخند]

گربه تنها

این صحنه برای یکی از دوستم پیش اومد ... اونم موقع غذا دادن به گربه ها بچه گربه حیونکی دویید تو کوچه تا از بقیه دوستاش جا نمونه ... ولی متاسفانه به این ور کوچه نرسید نمیدونم چی بگم ... زمانی که یه ماشین با چراغ خاموش توی یه کوچه 6 متری با اون سرعت میره

نگین

سلام بیچاره گربهه [گریه] خدا بیامرزتش ..... ایران = کشتارگاه حیوانات !!!!

وحید

:"( چیکار میشه کرد هر روز که میام سر کار دعا می کنم که اون روز هیچ جسد حیووونی نبینم، اونم از خودخواهی خودم واسه اعصاب خودم، تا روزم خراب نشه که تا شب به اون موجد بی گناه فکر نکنم، من برای خودم و همه ی گربه ها متاسفم، قبل تر از این مردممون بهتر بودن